مهمى كه دارد ، و احاديث و فضل زيادى كه اندوخته ، مردم را بهرهمند كرده است . همهء اين فضايل ، با ورع بسيارى توأم بوده است .
ملكات فاضله و تقواى الهى و روحيات پسنديده همچون جامههاى زرنشانى او را در برگرفته و زيور بخشيده است و بسان بازوبند طلا بر بازوانش نقش بسته ، و اندام او را با اين زيورها آراسته است ، و تبار گرانمايهاش به انوار ولايت مىرسد « 1 » ، يعنى به تابعى بزرگوار حارث بن عبد اللّه اعور همدانى كه شخصيتى است علوىمذهب و داراى مراتب بزرگ و دانش بسيار . همو از فقهاى شيعه بوده كه ترجمهاش در شرح حال يكى از نوادگان برادر اين شاعر ، يعنى شيخ حسين پدر شيخ بهائى ، خدا گورشان را پاكيزه گرداناد ، خواهد آمد .
كتابهاى معجم با ستايش فراوانى شرح حال اين شاعر را آورده و اشعار زيبا و آثار بديع او را نقل كردهاند ، مانند :
1 - امل الآمل .
2 - رياض العلماء .
3 - نفح الطيب : 4 / 395 .
4 - رياض الجنة ، روضهء چهارم .
5 - روضات الجنات 6 .
6 - تكملة امل الآمل - تأليف سيد بزرگوار ، ابو محمّد حسن صدر كاظمى .
7 - اعيان الشيعة : 5 / 336 - 358 .
8 - الكنى و الالقاب : 3 / 95 .
9 - سفينة البحار : 1 / 77 .
10 - الفوائد الرضوية : 1 / 7 .
هامش
( 1 ) . صاحب الرياض نسب اين شاعر را در شرح حال پدرش شيخ زين الدين على ، به حارث همدانى رسانده و در تكملة أمل الآمل سيد صدر الدين نوشته است : در آخر كتاب الدروس كه به خط خود اوست ، آمده كه او كفعمى لوذى جبعى حارثى است .