بكشد ، يا دندانش بلندتر باشد و بخواهد كوتاهتر كند ، يا ريش يا موهاى سبيل يا موهاى ريز روييده بر لب و چانهء خود را با كندن از بين ببرد و يا كسى موهايش را كه كوتاه يا كمپشت باشد ، با موى ديگران ترميم كند . همهء اين موارد در قلمرو نهى داخل مىشود و تغيير خلقت خداى تعالى به شمار مىآيد .
طبرى همچنين مىگويد : از اين امر ، فقط برداشتن آن زايدهاى مانع ندارد كه زيان و آزارى به دارندهاش برساند ، همچون بلند بودن يا اضافى بودن يك دندان كه مانع از خوردن شود يا انگشت اضافى كه به دارندهاش اذيت و زيان رساند . در اينجا جايز است كه آن را بردارند و حكم مرد در اين مورد همانند حكم زن است . « 1 »
قرطبى در تفسير آيهء مزبور مىنويسد : هرگاه بر صورت زنى ريش يا سبيل يا موهاى زير لب روييده باشد ، جايز نيست كه آنها را بردارد ، زيرا همهء اينها تغيير دادن خلقت خدا به حساب مىآيد . « 2 »
بنابراين ، شبلى چگونه از حكمى كه همهء علما در آن اجماع كردهاند ، آگاهى نيافته ؟ تا آنجا كه اين حكم به ابن حزم ظاهرى هم رسيده و فتوا داده است كه تراشيدن ريش به منزلهء مثلهكردن و حرام است ، بخصوص براى خليفه و فاضل و عالم « 3 » ، و نيز مىنويسد كه شهادت تراشندهء ريش پذيرفته نيست . « 4 »
اينك سخنان بزرگان فقه را ببينيد :
1 - حافظ عراقى مىنويسد : انبوهكردن ريش از خصال و آيينهاى فطرت انسان است ، و مطابق اين آيين بايد موها را انبوه كرد و افزود ، و ريش را مانند سبيل نبايد كوتاه كرد ، حتى اگر بيش از اندازه باشد « 5 » ، و در صحيحين در حديث ابن عمر امر شده كه ريش را انبوه كنند . در روايتى آمده آن را بلند كنيد و در روايت ديگر آمده آن را فراوان و انبوه كنيد . در يك روايت هم با عبارتى به معناى ترك ريشتراشى آمده است .
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 10 / 310 .
( 2 ) . الجامع لأحكام القرآن : 5 / 393 .
( 3 ) . مراتب الاجماع 157 .
( 4 ) . همان 52 .
( 5 ) . طرح التثريب : 1 / 83 .