2 - نعيم بن حماد كه مردى كذّاب و متقلّب و جعلكننده بود . « 1 »
3 - محمّد بن شعيب كه اهل شام و از بنىاميه بود .
4 - مروان بن جناح كه شامى و از بنىاميه بود و به گفتهء ابو حاتم به او و برادرش روح نمىتوان اعتماد كرد .
5 - يونس بن ميسره كه مردى شامى و نابينا بود .
6 - عبد اللّه بن بسر كه از شاميان محسوب مىشود و آخرين كس از صحابه است كه در شام درگذشته است .
اكنون ببينيد كه نادانان كوردل و سادهلوحان امّت چگونه با قلب حقايق به هلاكت و گمراهى مىافتند .
ابن كثير در تاريخ خود پس از آنكه اين حديث و تعدادى از احاديث باطل را كه در باب معاويه ساختهاند ، نقل مىكند ، مىنويسد : علاوه بر اينها ، ابن عساكر احاديث بسيارى را كه بىشك همه در فضايل معاويه ساخته شده ، آورده است كه ما از آنهمه صرفنظر كرديم و در اينجا فقط به نقل احاديث صحيح و حسن و احاديثى ديگر كه همه ساختگى و ناشناخته است ، اكتفا كرديم . وى پس از ذكر حديث بيست و ششم كه از سرى دروغگو و حديثساز نقل شده ، نوشته است : ابن عساكر پس از اين حديث ، احاديث ساختگى بسيارى را نقل كرده و شگفت است كه او با آن هشيارى و اطلاعاتى كه داشت ، چگونه به ناشناختگى و ضعف رجال اين احاديث پى نبرده است و خداست كه انسان را به راستى توفيق مىدهد .
ملاحظه مىكنيد كه ابن كثير ، سخن خود را براساس منقولات ابن عساكر قرار داده است تا مگر با دروغها و ياوههايى كه او از احاديث ساختگى آورده و به ذكر نسبتهايى پرداخته كه بتوانند يكديگر را تأييد كنند ، سخن خود را نيرو بخشد ، ليكن او فراموش كرده است كه سرانجام ، پرده از چهرهء آن فريبكارى كه فضايلى به دو نسبت دادهاند ، به دست كاوشگران بىنظر به كنار زده خواهد شد .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 269 .