تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
حق مردم را دادم ، مقدارى براى شما زياد آمده است ، در مورد آن‌چه مىگوييد ؟ در اين هنگام ، صعصعة بن صوحان كه نوجوانى بود ، گفت : اى امير المؤمنين ! تو فقط در مواردى مىتوانى با مردم مشورت كنى و از آنان نظر بخواهى كه آيات قرآن تكليفش را معلوم نكرده باشد ، لكن در مواردى كه آيات قرآن نازل گشته و موارد مصرفش را مشخص كرده ، بايد در همان موارد معين شده صرف كنى . عمر گفت : راست گفتى . تو از من هستى و من از تو ، يعنى همهء مسلمانان اجزاى يك امت و در مسئوليت و اداره همسانند ، و آنگاه باقى مانده را ميان مسلمانان تقسيم كرد . « 1 »

جندب بن زهير ازدى

وى يار پيامبر است و شرح حالش در الاستيعاب و اسد الغابة و الاصابة آمده است . در دو جنگ جمل و صفين زير پرچم امير المؤمنين على عليه السّلام نبردهاى دليرانه داشته است .

كعب بن عبده

در مطالبى كه از بلاذرى نقل كرديم ، خوانديم كه از او به عنوان پارسا و زاهد ياد كرده است .

عدى بن حاتم طائى

او صحابى عالىمقامى است كه در سال هفتم هجرى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است . هيچ‌كس در اينكه وى ثقه و مورد اطمينان بوده ، ترديدى ننموده است ، و همهء ائمهء حديث اهل سنّت در صحاح ششگانه از او روايت كرده‌اند . وقتى از عمر بن خطاب پرسيد : اى امير مؤمنان ! آيا مرا مىشناسى ؟ از او تجليل فراوان كرد و گفت : آرى ، به خدا ترا خوب مىشناسم . خدا ترا به افتخار بهترين دين‌شناسى و معرفت نايل آورد . به خدا
هامش
( 1 ) . رك : طبقات ابن سعد ؛ مروج الذهب ؛ تاريخ ابن عساكر ؛ الاستيعاب ؛ اسد الغابة ؛ الاصابة ؛ تهذيب التهذيب ؛ خلاصة الجزرى .