- زندگى مرفه شد و براين رفاه به بهترين نوشابهاى كه بيمارى مرا شفا دهد بيفزاى .
- عاشق به وصال محبوب طربناك شد و زندگى باوجود دور بودن رقيب گوارا آمد .
- مرا از مى ناب سيراب كن به دو جام ، نه يكى ، كه خوشى تمام در دو جام نوشيدن است .
- به من شرابى ده چونان آتش گداخته كه آتشهاى شعلهور را فراگرفته باشد .
- و آن را به من و همهء ياران شبانهام بنوشان كه به جانم سوگند ، سيرابكنندهء دل شعلهور از عشق است .
- چه شيرين است گرفتن باده از دست نمكين چهرههايى كه بسان نسيم ، جانفزايند و نشاطانگيز .
- پس بگردان آن را در صبح و شام مثل آفتاب كه بر كوه صرخد ( از كوههاى مكّه ) تجلّى مىكند و حبابها مانند ستارگان آن را مزيّن كرده است .
- خوشا اوقات انسى كه پيشآمد و دلم هرچه مىخواست ادراك نمود .
- مادر شرف بزرگى فرزندى بزاد كه نيكنژاد بود و پاك نهاد ، در حالى كه مسئوليت سنگين زمامدارى امّت را برعهده داشت .
- جان من از كعبه نورى احساس كرد مانند آنچه موسى از آتش طور سينا دريافت نمود .
- روزى كه عالم بالا را خوشحالى فراگرفته بود ، ندايى دلنواز چونان ندايى كه موسى در وادى طوى شنيد ، از حرم خدا به گوش رسيد .
- خورشيد نيمروز ، ماه شب چهاردهى بزاد كه تيرگىها را از جهان زدود .
- فرياد كن و بگو : بشارت باد شما را بدين مهپاره پورى كه انسانها را به نورش از ظلمتها مىرهاند .
- اين است فاطمه دختر اسد كه آمد ، در حالى كه جاودانه جهان معنى را دربردارد .
- پس فروتنانه همراه با كسانى كه سجدهاش كردند ، بر او سجده آوريد ، زيرا آنگاه كه نورش بر آدم تجلّى كرد ، فرشتگان در برابر او به سجده افتادند .
- پرده از رخسار روشن حق برداشته شد و چهرهء پروردگار جهانيان نمايان گشت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٩