تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
- زندگى مرفه شد و براين رفاه به بهترين نوشابه‌اى كه بيمارى مرا شفا دهد بيفزاى . - عاشق به وصال محبوب طربناك شد و زندگى باوجود دور بودن رقيب گوارا آمد . - مرا از مى ناب سيراب كن به دو جام ، نه يكى ، كه خوشى تمام در دو جام نوشيدن است . - به من شرابى ده چونان آتش گداخته كه آتش‌هاى شعله‌ور را فراگرفته باشد . - و آن را به من و همهء ياران شبانه‌ام بنوشان كه به جانم سوگند ، سيراب‌كنندهء دل شعله‌ور از عشق است . - چه شيرين است گرفتن باده از دست نمكين چهره‌هايى كه بسان نسيم ، جانفزايند و نشاطانگيز . - پس بگردان آن را در صبح و شام مثل آفتاب كه بر كوه صرخد ( از كوه‌هاى مكّه ) تجلّى مىكند و حبابها مانند ستارگان آن را مزيّن كرده است . - خوشا اوقات انسى كه پيش‌آمد و دلم هرچه مىخواست ادراك نمود . - مادر شرف بزرگى فرزندى بزاد كه نيك‌نژاد بود و پاك نهاد ، در حالى كه مسئوليت سنگين زمامدارى امّت را برعهده داشت . - جان من از كعبه نورى احساس كرد مانند آنچه موسى از آتش طور سينا دريافت نمود . - روزى كه عالم بالا را خوشحالى فراگرفته بود ، ندايى دلنواز چونان ندايى كه موسى در وادى طوى شنيد ، از حرم خدا به گوش رسيد . - خورشيد نيمروز ، ماه شب چهاردهى بزاد كه تيرگىها را از جهان زدود . - فرياد كن و بگو : بشارت باد شما را بدين مهپاره پورى كه انسانها را به نورش از ظلمت‌ها مىرهاند . - اين است فاطمه دختر اسد كه آمد ، در حالى كه جاودانه جهان معنى را دربردارد . - پس فروتنانه همراه با كسانى كه سجده‌اش كردند ، بر او سجده آوريد ، زيرا آنگاه كه نورش بر آدم تجلّى كرد ، فرشتگان در برابر او به سجده افتادند . - پرده از رخسار روشن حق برداشته شد و چهرهء پروردگار جهانيان نمايان گشت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 39 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى