فرشتهام ، به آنجا مرو ، او را پيش تو خواهيم آورد . فرداى آن روز همان مرد پيشم آمد . « 1 »
ابو سليمان خطابى مىگويد : رسول خدا فرموده است : در امتهاى پيشين مردمى محدّث بودند و اگر در امتم كسى باشد ، او عمر است و من مىگويم : اگر در اين عصر كسى باشد ، او ابو عثمان مغربى است . « 2 »
از اين قبيل است سخن گفتن « حورى بهشتى » با ابو يحيى ناقد . خطيب بغدادى و ابن جوزى از ابو يحيى زكريا بن يحيى ناقد ( م 285 ) نقل كردهاند كه او گفته است : از خدا با چهار هزار ختم قرآن ، يك حورى خريدم ؛ هنگامى كه در ختم آخر بودم ، خطابى از حورى شنيدم كه مىگفت : تو به عهدت وفا كردى و اينك من همانم كه مرا خريدى . « 3 »
نصوص شيعه دربارهء محدّث
ثقة الاسلام كلينى تحت عنوان فرق ميان رسول و نبى و محدث ، چهار حديث آورده است :
يكى از آنها را از بريد و او از امام باقر و صادق عليهما السّلام ذيل آيهء
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
« 4 » و لا محدث آورده است . بريد مىگويد : به امام عرض كردم : فدايت شوم ، اين كلمهء محدث در قرائت ما نيست « 5 » ، رسول و نبى و محدث چه كسانى هستند ؟
فرمود : رسول كسى است كه فرشته بر او ظاهر مىشود و با او سخن مىگويد ، و نبى كسى است كه در خواب مىبيند و چه بسا نبوت و رسالت در يك فرد جمع مىشود ، و محدث كسى است كه صدا را مىشنود ، ولى فرشته را نمىبيند . بريد مىگويد : گفتم : خدا شايستهات بگرداند ، چگونه مىتواند بفهمد آنچه را كه در خواب ديده ، درست است و از ناحيهء فرشته است ؟ فرمود : خداوند به او چنان توفيق مىدهد كه آن را مىفهمد ؛
هامش
( 1 ) . صفة الصفوة : 2 / 280 ؛ المنتظم : 9 / 136 ؛ البداية و النهاية : 12 / 163 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 9 / 113 .
( 3 ) . همان : 8 / 362 ؛ المنتظم : 6 / 8 ؛ صفة الصفوة : 2 / 234 ؛ مناقب احمد ، ابن جوزى 510 .
( 4 ) . حج 22 / 52 .
( 5 ) . اين همان روايت ابن عباس است ، چنان كه در سابق گذشت .