آن حضرت فرمود : قطعا در ميان بنى اسرائيل كه پيش از شما زندگى مىكردند ، مردانى بودند كه با آنها سخن گفته مىشد ، بدون آنكه پيامبر باشند ؛ پس اگر در ميان امتم كسى از آنان وجود داشته باشد ، او عمر بن خطاب است . ابن عباس گفته است : من نبى و لا محدث « 1 » . « 2 »
قسطلانى مىگويد : اينكه رسول خدا فرموده است : اگر در ميان امتم ، كسى از آنان باشد ، اين كلام و شرط را از روى ترديد نگفته است ، بلكه به عنوان تأكيد فرموده است ، چنان كه مىگويى : اگر دوستى برايم باشد ، او فلانى است . منظور اين نيست كه او هيچ دوستى ندارد ، بلكه اختصاص دادن كمال صداقت به اوست و هنگامى كه ثابت شد كه چنين حقيقتى در ميان غير امت اسلام وجود داشته ، پس بودنش در اين امت برتر ، سزاوارتر خواهد بود . همو در شرح گفتهء ابن عباس مىگويد : اين گفته تنها براى ابوذر ثابت شده و پيش ديگران جملهء « و لا محدث » ثابت نشده است و اين كلمه را سفيان بن عيينه در اواخر جامع خود آورده و عبد بن حميد گفته است : ابن عباس چنين قرائت مىكرده : و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبىّ و لا محدث . « 3 »
بخارى بعد از حديث غار از ابو هريره همين حديث را بدون اتصال سند چنين آورده است : پيش از شما در امّتهاى پيشين ، افراد محدثى بودهاند كه اگر در ميان امتم از آنها كسى باشد ، او عمر بن خطاب است . « 4 »
قسطلانى مىگويد : بخارى گفته است : محدث كسى است كه بدون داشتن منصب نبوت ، حقايق بر زبانش جارى مىشود . خطابى گفته است : چيزى در نفسش واقع مىشود ، گويا كه به او خبرى داده شده است . در اين حال ، گمان مىبرد و به حق
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 2 / 194 .
( 2 ) . يعنى بنا به گفتهء ابن عباس محدث در قرآن كريم ، سورهء حج 22 / 52 نيز ياد شده است ، در صورتى كه تنها طبق قرائت او كلمهء محدث در آيه آمده است ، و گرنه آيهء موجود در قرآن چنين است :وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى . . . ،و كلمهء محدث ندارد . ( م )
( 3 ) . ارشاد السارى شرح صحيح البخارى : 6 / 99 .
( 4 ) . صحيح البخارى : 2 / 171 .