- و هنگامى كه سخن آغاز مىكنند ، به منبر شرف مىدهند و گفتارشان ميزان و فصل خطاب است .
- باران وامدار بذل و بخشش آنهاست و كوههاى سر به فلك كشيدهء يلملم و ثبير در برابر مجد و عظمتشان خرد و بىقدر و بهاست .
- از فروغشان خورشيد روز زرتار است و ماه شب شرمسار .
- من بندهء دوستدار شمايم و در اين دوستى از خدايم پاداش مىخواهم .
- من مىدانم كه در راه درستى گام نهادهام و خداوند لطف خاصش را نصيبم خواهد فرمود .
- از زمان طفوليت دلم سرشار از علاقه و محبت شما بوده و شما را دوست مىداشتهام .
- من در خانوادهام بيش از هركس به شما مهر مىورزم و از اين مهرورزى است كه آوازه آمدهام .
- خداوند نور شما را آشكار كرد ، تا جايى كه افق روشن گرديد و من بينا شدم .
- و مرا از روى لطف به سوى شما هدايت فرمود و او همواره ولىّ و يارم بوده است .
- او چه محبّتها كه در حقّم روا داشت و چه نعمتها كه به من ارزانى فرمود ، اينك بر من است كه بندهء شكور باشم .
- باران رحمت او بر سرم باريد و من شاداب و مسرور شدم .
- همو همواره مرا از حوادث ناگوار زمانه حفظ فرموده است و من هميشه مؤيد و منصور بودهام .
- سزاوار است كه در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته ، همواره شكرگزار او باشم .
- بنابراين ، سپاس هميشه از آن اوست و شكر همواره مخصوص او .
در مجموعههاى خطى و كتب ادبى به قصايد غديريهء ديگرى بر خورديم كه آنها را به افرادى كه گويا در قرن ششم و هفتم مىزيستند ، نسبت دادهاند ، اما چون شرححال آنان را در كتب معتبر نيافتيم ، از اين رو ، از نقل آنها خوددارى كرديم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 621
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٢١