شاعر را بشناسيم
يحيى بن عبد العظيم بن يحيى بن محمد بن على جمال الدين ابو الحسين جزّار مصرى يكى از شعراى فراموش شدهء شيعه است . با آنكه فرهنگهاى قديمى كمتر شرح حال او را نوشتهاند ، اشعارش در كتب ادبى و قاموسها به جهت زيبايى و جذابيتى كه داشته ، زياد آمده است .
اگرچه شرح حال نويسان از تاريخ او غافل ماندهاند ، اما او شرح كاملى از زندگى خود را نوشته است و هركس با اشعارش آشنايى داشته باشد ، چارهاى جز اين ندارد كه به توانايى و نبوغش اعتراف كند . او در فن توريه و استخدام مهارت خاصى دارد و بر ديگران مقدم است .
ابن حجه در كتاب الخزانة مىگويد : جزّار و سراج ورّاق و حمّامى با هم پيمان بستند كه براى يكديگر شعر بگويند و البته ، مهارتها و القابشان در نظم توريه كمكشان مىكرد تا آنكه دربارهء سراج ورّاق گفته شد : اگر لقب و مهارتت نبود ، نصف شعرت از بين رفته بود .
آنچه كه دربارهء جزّار در خزانهء ابن حجه و نسمة السحر صنعانى و الطليعة فى شعراء الشيعهء علامهء سماوى و ديگر كتابها آمده ، دون مقام اوست و شخصيت او بالاتر از اينهاست . « 1 »
استاد ما علامهء سماوى از اشعار او ديوان بزرگى گرد آورده كه بيش از 1250 بيت دارد . البته ، او ديوان ديگرى نيز داشت كه در فرهنگهاى پيشين از آن ياد شده و مشهور بوده است . همو نيز داراى قصيدهاى است دربارهء حكّام و خلفا و عمّال مصر كه صاحب نسمة السحر آن را مفيد دانسته است ، و گويا آن قصيده در كتابخانههاى يمن بوده و صاحب نسمة السحر از آن آگاهى يافته است .
او در رثاى امام حسين عليه السّلام اشعارى گفته كه صفدى و ديگران آن را در آثار خود آوردهاند و ترجمهء قسمتى از آن چنين است :
هامش
( 1 ) . ر ك : فوات الوفيات ، كتبى : 2 / 319 ؛ البداية و النهاية : ابن كثير : 13 / 293 ؛ شذرات الذهب : ابن عماد حنبلى : 5 / 364 .