پيش درآمد
اين انكارى كه نويسندگان متعصب اهل سنت ، دربارهء بسيارى از فضايل مولايمان امير المؤمنين و خاندان بزرگوارش از خود ابراز مىدارند ، چيز تازهاى نيست ، زيرا در آنان خوى انكار آميخته با تعصبى وجود دارد كه ايجاب مىكند يكايك آن فضايل را گاهى با تمسخر و طعنه ، و گاهى ديگر با ساختگى بودن آنها ، و زمانى با نادرست شمردن اسناد آنها ، و موقعى ديگر با استبعاد محض و وقتى هم با مناقشه در دلالت آنها انكار نمايند .
روى همين جهت است كه هرروز صداى جاهلانهء آميخته با تعصب و كينه و خشم آنان به گوش مىرسد .
آنان مىپندارند كه كار خوبى مىكنند ، در صورتى كه امثال اين گونه فضايل را براى غير اين مردان پاك جايز مىشمرند ، بدون آنكه در آن ترديدى به خود راه دهند ، يا ديگ دشمنى آنان به جوش آيد ، يا دست جرح و تعديل به سوى آن دراز كنند و يا آن را به غلو و بدعت نسبت دهند .
اينك گوشهاى از آن مسائل را مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم .