سزاوارتر هستند ، ولى بهتر عدم الحاق اينان به آنان است ، به خاطر آن دليلى « 1 » كه براى كراهت قبلا ذكر كرديم . « 2 »
همو بعد از بيان استحباب زيارت قبر پيامبر اكرم و نقل پارهاى از ادلهء آن مىگويد :
منظور اين نيست كه استحباب زيارت قبر پيغمبر اكرم اختصاص به حاجى دارد ، بل چنان كه گذشت ، اين عمل مطلقا مستحب است ، چه قبل از حج و عمره و چه بعد از آن ، و يا بدون مراسم حج و عمره و مراد از اينكه گفتهاند : بعد از فراغ از حج ، به خاطر شدت استحباب اين عمل براى حاجيان است به دو دليل : اول اينكه غالبا حاجيان از راه دور براى انجام مراسم حج مىآيند و وقتى كه نزديك مدينه مىرسند ، زشت است كه زيارت نكرده برگردند ؛ دوم به خاطر گفتار خود آن حضرت است آنجا كه فرمود : هر كس حج كند و مرا زيارت نكند ، به من جفا كرده است . ابن عدى آن را در الكامل و جز آن آورده است و اين حديث دلالت مىكند كه زيارت قبر پيامبر اكرم براى حاجى از ديگران مستحبتر است و حكم عمره كننده در شدت استحباب همانند حج كننده است . « 3 »
26 - شيخ زين الدين عبد الرئوف مناوى ( م 1031 ) گفته است : زيارت قبر پيامبر اكرم از كمالات حج است ، بلكه زيارت آن نزد صوفيه فرض است و به نظر آنها مهاجرت به سوى قبر آن حضرت همانند تشرف در حال حيات اوست .
حكيم گفته است : زيارت قبر مصطفى مهاجرت بيچارگان است كه به سويش سفر مىكنند و او را مرده مىيابند و برمىگردند ، پس سزاوار است آنان را محروم نكند ، بلكه به حرمت زيارتشان ، شفاعت را پاداش آنان قرار دهد .
مناوى در شرح حديث من زار قبرى وجبت له شفاعتى گفته است : اثر زيارت ، يا مسلمان مردن زائر است و يا شفاعت مخصوصى براى زائر كه فراتر از شفاعت
هامش
( 1 ) . آن دليل عبارت است از اينكه چون زنها رقت قلب دارند و زودتر و بيشتر ناراحت مىشوند ، بيم آن مىرود كه گريه كنند و صدايشان بلند شود و بدين جهت ، رفتن آنها به قبرستان مكروه است . البته ، اين تعليل چنان كه بعدا ضمن گفتار ابن حجر خواهد آمد ، بسيار سست و بىاساس است .
( 2 ) . مغنى المحتاج : 1 / 357 .
( 3 ) . همان 494 .