قبرش نهاده بودم ، جز گوشش . « 1 »
ناصف بعد از ذكر حديث جابر و نقل جنازهء سعد و سعيد ياد شده مىگويد : از اين حديث فهميده مىشود كه نقل ميت ، قبل از دفن و بعد از آن ، به جاى ديگر جايز است و چنانچه صاحب قبر خواسته باشد ، يا از طغيان آب بر آن و خراب شدنش بترسند ، انتقال آن واجب است و اگر در ميان اشرار قرار گرفته باشد ، نيز جايز است و به طور كلى ، در صورت احتياج انتقال جايز است . « 2 »
2 - عبد اللّه بن سلمة بن مالك بن حارث بلدى انصارى كه در جنگ احد كشته شد و مادرش انيسه دختر عدى خدمت رسول خدا رفت و عرض كرد : يا رسول اللّه ، پسرم عبد اللّه بن سلمه از شركتكنندگان در جنگ بدر بود ، ولى در احد كشته شد ؛ ميل دارم جنازهاش را به مدينه برده با آن مأنوس گردم . رسول خدا به او اجازه داد و او فرزندش را در عبا پيچيد و روى شترش در طرفى قرار داد و در طرف ديگر شتر مجذر بن ديار « 3 » را ، بعد حركتشان داد و چون عبد اللّه سنگين و مجذر سبك بود و توازن به هم خورده بود ، اصحاب رسول خدا از اين منظره به شگفت آمدند و پيامبر اكرم فرمود : عملشان ميان آنان توازن برقرار خواهد كرد . « 4 »
3 - مجذر بن زياد بن عمرو بن احزم بلوى كه در جنگ احد كشته شد و انيسه مادر عبد اللّه بن سلمه او را با پسرش از آنجا با اجازهء صريح رسول اكرم به مدينه برد .
4 - طلحة بن عبيد اللّه تميمى ، يكى از عشرهء مبشره كه در جنگ جمل به سال 36 ه كشته شد و در بصره در ناحيهء ثقيف دفن گرديد .
حافظ ابن عساكر آورده است كه عايشه ، دختر طلحه پدرش را در خواب ديد كه به او گفت : دخترم مرا از اين مكان به جاى ديگر منتقل كن ، زيرا رطوبت اذيتم مىكند . پس از حدود سى سال او را در حالى كه بدنش تر و تازه بود و تغييرى در آن پديد نيامده بود ، از
هامش
( 1 ) . المستدرك : 3 / 203 .
( 2 ) . التاج الجامع للاصول : 1 / 409 .
( 3 ) . چنان كه در رقم سوم خواهد آمد ، زياد است نه ديار .
( 4 ) . اسد الغابة : 3 / 177 ؛ الاصابة : 2 / 321 و 4 / 245 .