1 - در حال انتقال متلاشى نشود .
2 - هتك حرمتش نباشد ، يعنى طورى حمل نشود كه مايهء تحقير او باشد .
3 - انتقال او روى مصلحتى باشد ، مثل اينكه از طغيان آب بر قبرش بترسند ، يا به خاطر بركتى كه در مكان ديگر اميد مىرود ، يا از آن رو كه به محل سكونت خانوادهاش نزديك است و يا به جهت اينكه خانوادهاش بتواند آن را زيارت كند .
البته ، اگر هركدام از شرطها مفقود باشد ، انتقال او حرام خواهد بود . « 1 »
حنبلىها مىگويند : نقل ميت از محلى كه در آنجا مرده ، به جايى دور تر از آن ، به شرط اينكه براى غرض صحيحى باشد ، مثل اينكه بخواهند او را در مكانى مقدس و يا كنار بندهاى صالح دفن كنند ، مانعى ندارد ، به شرط آنكه از تغيير بو و متعفن شدنش ايمن باشند و در اين حكم فرقى ميان قبل از دفن و بعد از آن نيست . « 2 »
شافعىها مىگويند : نقل ميت از جايى به جايى ديگر براى دفنكردن حرام است ، و گفته شده كه مكروه است ، مگر در نزديكى مكه يا مدينه يا بيت المقدس يا قبر بندهاى صالح كه در آن صورت ، كراهت هم ندارد و اگر وصيت كرده باشد كه او را به يكى از اماكن ياد شده ببرند ، در صورت ايمنى از تغيير بو واجب خواهد بود و منظور از مكه تمام حرم است ، نه شهر مكه . « 3 »
حنفىها مىگويند : مستحب است كه هركس در هرجا كه مرده است ، در همانجا دفنش كنند . انتقال او به جايى ديگر پيش از دفن در صورت ايمنى از تغيير بو مانعى ندارد ، اما بعد از دفن خارجكردن او جز در صورتى كه زمين غصبى بوده و يا به شفعه اخذ شده باشد ، حرام خواهد بود . « 4 »
كسى كه در تاريخ غور كرده باشد ، اين حقيقت را به وضوح مىيابد كه علماى همهء
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب الاربعة : 1 / 421 .
( 2 ) . همان : 1 / 422 .
( 3 ) . المنهاج ، محيى الدين نورى شافعى - در حاشيهء المغنى : 1 / 357 ؛ شرح الشربينى الشافعى : 1 / 358 ؛ حاشية على شرح ابن القاسم الغزى ، شيخ ابراهيم باجورى شافعى : 1 / 280 .
( 4 ) . الفقه على المذاهب الاربعة : 1 / 422 .