او قاتل مرحب است و بركنندهء در خيبر و به خاك افكنندهء عمرو بن عبدود .
او همان كسى است كه رسول خدا دربارهاش فرمود : فردا پرچم به كسى سپارم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول او را دوست دارند ، حمله مىكند و فرار نمىكند ، و قرآن هم فرموده است : خداوند جهادكنندگان را بر آنان كه از جهاد سر برمىتابند ، با اجر بسيار برترى داده است . « 1 »
و هم در علم برتر بود كه رسول فرمود : من شهر علمم ، و دروازهء اين شهر على است .
اثر اين حديث روشن است ، چه على از صحابه پرسش نكرد و همگان ازو پرسش كردهاند ، او از كسى فتوا نخواست و همه از او فتوا خواستهاند تا آنجا كه عمر مىگفت :
لولا على لهلك عمر : اگر على نبود ، عمر نابود شده بود و مىگفت : خدايم براى مشكلى زنده نگذارد كه ابو الحسن آنجا نباشد ، و خدا هم فرموده است : بگو آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند برابرند ؟ « 2 »
و هم در صف اول زهد و تقوا و نيكى و احسان ، قرار داشت كه داناترين و پرهيزكارترين خلق لقب يافت ، چنان كه خداوند فرمايد : از ميان بندگان ، تنها دانشمندانند كه از خدا مىترسند . « 3 »
ضمنا هموست كه مسكين و يتيم و اسير را بر خود مقدم دانست و هرسه شب ، تنها خوراك موجود خود را كه براى افطار ذخيره داشت ، بدانها بخشيد و خداى عز و جل چنين نازل فرمود :
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
« 4 » و به پيامبرش خبر داد كه پاداش اين عمل بهشت است . داستان مفصل است و فضيلت آن بسيار .
و نيز هموست كه انگشترى خود را در حال ركوع ، صدقه داد و خدا نازل كرد :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
. « 5 »
و يك طايفه از شيعه ، غافل از حقيقت استدلال ، تصور كردهاند كه على در حال تقيه بود و از اينرو ، از دعوت مردم به امامت خود دست كشيد و نيز تصور كردهاند كه بر
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 95 .
( 2 ) . زمر 39 / 9 .
( 3 ) . فاطر 35 / 28 .
( 4 ) . دهر 76 / 8 .
( 5 ) . مائدة 5 / 55 .