- پدرت با صولت و حدّت بر فرق سياهى كوبد و تويى دست راست و چپ او .
- مقام منيع او ، گرچه عمرش دراز باد ، بىترديد در اختيار تو خواهد بود .
- عروس وزارت از پس حجله به سويت نگران است و هرحجابى بالا رفتنى است .
و امر وزارت پس از سه روز در اختيار او قرار گرفت . « 1 »
2 - ابن خلكان گويد : صالح وارد قاهره شد و در ايام فائز متصدى وزارت گشت و مستقلا عهدهدار امور سياست و تدبير كار دولت شد . مردى صاحب فضل ، و دوستدار اهل فضل ، بخشندهخوى ، خوشبرخورد و نيكو احساس بود . « 2 » از شعر اوست :
- روزگار ، با حوادث و انقلابات خود عبرتآموز است و ما سرخوش و بىخيال .
- مرگ را فراموش كردهايم و هرگز يادش نكنيم ، جز اينكه امراض و اسقام يادآور آن براى ماست .
و از جمله اشعار اوست :
- نازك اندامى چون سروناز ، سرخوش و پيچان كه مستى از چشم خمارش بر سر و دوش خزيده .
- با نگاهى دلدوز ، گويا روز پيكار است كه از نيام چشمانش شمشير بركشيده .
- به تازگى ، خط عذارش چون مشك بردميده و طرفين رخسارش الف كشيده ، نه لام .
- گفتم : عارض او نيست كه بر رخسارش دويده ، طرهء زلف است كه بر عذارش برچميده .
- همهء نزديكانم هواخواه و گوش به فرمان منند و فرمانم مىبرند ، اما قلبم مطيع فرمان اوست .
- شگفتا از اين سلطان دادگر كه سلطان عشقش بر او جور و جفا روا دارد .
- به خدا سوگند كه اگر فرار مايهء ننگ و عار نبود ، از جور و جفاى اين به دامن عدل و داد او فرار مىكردم .
و در مصر براى حاضران انشاد كرده است :
- برف پيرى بر سر نشست و آبروى جوانى را ببرد و باز سپيد به آشيانهء زاغ اندر آمد .
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ : 11 / 103 .
( 2 ) . وفيات الاعيان : 1 / 259 .