- مردانشان را چون بردگان راندند و زنانشان را چون كنيزكان به بند كشيدند .
- كاش جدّشان حاضر و ناظر بود تا به دنبال كاروان غم ، ناله و زارى سر مىداد .
- كينههاى بدر بود كه شعلهور گشته بود ؛ البته ، كينهء دل ، درد بىدرمانى است .
- او با داس مرگ ، زير پرچم قرار گرفته بود و خدا و نصرت بر فراز پرچم .
- در ميان لشكر ، رهبر هدايت بود ، در حالى كه چون شير جولان مىكرد .
- و چه بسيار جانها كه به آتش دوزخ شتافت و سرها كه بر هوا پرّان شد .
- با ضرب دستش ، گويا گريبان است كه پاره مىشود و با طعن نيزه ، گويا مشكى است كه سوراخ مىگردد .
- برگزيدهء خداست از ميان برگزيدگان و نخبهء الهى است از ميان نخبگان .
- جانم فدايتان باد ! پاك شديد و خود مايهء ستايش و ثناييد و ديگران مايهء نكوهش و هجا .
- روزى كه مرا براى محاكمه به درگاه حق بخوانند ، خواهم گفت كه آنچه بر عهده داشتم ، به بركت دوستى شما ادا كردهام .
- من يقين دارم كه گناهان من با دوستى و محبت شما ، چونان برگ درختان ريخته خواهد شد .
- خداى عالميان بر شما درود فرستد ، درودى كه با ستارگان همطراز آيد .
همو در شعر ديگرش خاندان طهارت را چنين مىستايد :
- اى خاندان رسول ، مقام شما چون اختران رخشان بلند است .
- شما با افتخارات عالمگير ، بر دشمنان خود فايق آمدهايد .
- شما را علاوه بر شرف خاندان ، بلاغت زبان و عقل و دانش بيكران است .
- اگر در مجد و بزرگوارى پاى مفاخرت به ميان آيد ، بالاترين درجهء بزرگوارى از آن شماست .
- اينها به جاى خود ؛ شما با فداكارى و شهامت ، چه آتشها كه از جان احمد خاموش نكردهايد .
- با نيزههاى باريك كه با خون رنگين شد و با شمشيرهاى برّان .
- تسلّى مىبخشيد جگرهاى سوزان خود را از دست هرشخص كافر .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٩