و نيز در المجازات 161 گويد : اين كلام را در كتاب نهج البلاغه ، ايراد كردهايم .
همچنين در المجازات 252 گويد : اين موضوع را در كتابمان نهج البلاغه ، ضمن سخنان آن سرور به كميل بن زياد نخعى آوردهايم .
و در اواخر نهج البلاغه ضمن توضيح كلام آن حضرت العين وكاء السنة مىنويسد :
شريف رضى گويد : دربارهء اين استعاره در كتابمان مجازات آثار النبوية بحث كردهايم .
و در پيشگفتار كتاب نهج البلاغه گويد : من در سالهاى اول جوانى و شادابى زندگى ، دست به تأليف كتابى زدم ، به نام خصائص الائمة مشتمل بر خبرهاى ظريف و جالب و كلمات گهربار آنان . كتاب خصائص الائمة ، اينك موجود است ، و حتى دو نفر با هم اختلاف نكردهاند كه اين كتاب تأليف شريف رضى است .
در اين صورت ، سخن جاهلانهاى كه برخى از نويسندگان اظهار داشتهاند ، يعنى كتاب را به برادرش علم الهدى نسبت داده و بعد هم او را متهم ساختهاند كه تمام كتاب و يا قسمتى از آن پرداختهء خود اوست كه به نام امير المؤمنين مشهور شده است . « 1 »
و يا سخن آن نويسندهء ديگر كه بدون دليل ادعا كرده و گفته است : بيشتر مطالب اين كتاب باطل و ساختهء شريف رضى است « 2 » ، با آنكه عظمت مقام او از حيث دانش و جلالت و وثوق و اعتماد مانند خورشيد آسمان درخشان است .
و يا آن نويسندهء ديگر كه مردد مانده ، آيا اين كتاب تأليف شريف رضى است يا برادرش شريف مرتضى و بالاخره ساختهء اين است يا آن . « 3 »
هيچيك از اين سخنان را در بازار حقيقت ارج و ارزشى نيست و هيچ محملى براى آن نمىتوان سراغ گرفت ، جز اينكه بگوييم تعصب چشم نويسنده را كور كرده است .
ضمنا جهالت عميق آنان را به رجال و بزرگان شيعه و تأليفات آنان مىرساند .
شگفتآورتر سخنى كه ديدهام ، گفتهء ذهبى مىباشد كه مىنويسد : در اين سال يعنى سال 436 شيخ حنفيه ، علامهء محدث ، ابو عبد اللّه حسين بن موسى حسينى ، شريف
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 223 ؛ دائرة المعارف بستانى : 10 / 459 ؛ تاريخ آداب اللغة العربية : 2 / 288 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 223 ؛ لسان الميزان : 4 / 223 .
( 3 ) . تاريخ ابن خلكان : 1 / 365 ؛ مرآة الجنان ، يافعى : 3 / 55 .