داد .
- پس از « قيس » مجد و عظمت پدر ، مرا بس ، مقام و رتبهء « عبد قيس » مرا مهياست .
- « تميم » خالوى من است ، افتخارى است كه بر افتخارات ما افزون گشته .
- اين جواهر منظوم ، براى سينهء عروسان گرد نيامده ، مدح و ثنايى است كه در آن گفتگو نيست .
- اين اشعار در روزگار ماندگار خواهد شد ، در آن نيك بنگر كه نظيرش را نه چشمى ديده و نه كسى بر زبان آورده است .
- از آن روز كه شعر فصيحم بر صاحبان خرد عرضه شد ، شعر دگران از جلوه افتاد .
- بهترين چامه آن است كه الفاظ لطيف و دلپسندش با مضامين نغز و بلند زيب و زيور گيرد .
- شعر خود فنى از فنون علم است ، اگر از دانش صحيح مايه نگيرد ، هذيان است .
- اگر اديب سخندان شعر بىمايه سرايد ، از خجلت و شرمسارى سر به گريبان بماند .
- و اگر منطق او رسا باشد ، با مضمونى نغز و استوار و لحنى خوشگوار .
- گوشها از شنيدن آن محظوظ گردد ، لذتى يابد گواراتر از عهد شباب .
- در هربيت ، وجدى تازه يابد و چون مست شود ، گويد : كاش از سر گيرد .
- باشد كه خدايم اين چامه از لطف بپذيرد ، پاداش فراوان بخشد و ميزان عملم را بدان سنگين و گرانبار سازد .
- و درود فرستد بر پاك سرشتان آل احمد ، مادام كه شب تاريك شود و يا با پشت خميده راه فرار جويد .
در قطعه شعر ديگرى باز هم امير المؤمنين عليه السّلام را ثنا گفته :
- شيخ ثقه محمد ، از صدقه روايتى مسند آورده از انس كه گفت :
- رسول خدا را ديدم كه بر كوه حرا با على نشسته ، خوشهء انگورى از هوا گرفت .
- هردو تناول نموده سير شدند ، بعد به آسمان برشد . بسيار به شگفت آمدم .
- آن ميوهء بهشتى بود كه خداى عزتمند به برگزيدگانش هديه كرد .
در اين قطعه به حديثى اشاره مىكند كه محمد بن جرير طبرى به سند خود از انس
الغدير ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢١٠