شاعر معروف « جذوعى » و گور « ناشى صغير » بود كه شرح حالش در همين جلد ، ذيل شمارهء 9 گذشت . « 1 »
عونى شاعر در فنون ادبى شعر و پرداختن شيوههاى متنوع چيرهدست بود و قالب الفاظ و جملات به سهولت و سادگى در دست او مىچرخيد . ابن رشيق در كتاب خود مىنويسد :
از انواع شعر ، نوع شگفتى است كه آن را « قواديسى » ناميدهاند . قواديس چينهاى سطل چرمى را گويند كه زير و رو قرار مىگيرد ، آنسان كه قافيهء شعر در اين اسلوب بديع ، زير و رو مىشود : گاهى ضمه دارد و گاهى كسره . اول كسى كه من شناختهام در اين فن ادبى گام نهاده ، طلحة بن عبيد اللّه عونى است در قصيدهاى طولانى و مشهور . « 2 »
عونى در پيراستن مضامين شعرى ، قدرت و تسلط كافى داشته تا آنجا كه شعراى معاصر و غير معاصر همگان ذوق لطيف او را ستوده و از ابتكارات ادبى او بهرهور گشتهاند . گرچه نام او را به ميان نياوردهاند ، ولى واقعيت گواهى زنده است كه امتياز اصلى متعلق به شاعر ما عونى ، مبتكر اين مضامين است .
ابو سعيد محمد بن احمد عبيدى مىنويسد كه عونى گفته است :
- فصل بهاران گذشت . تابستان آمد و در پيشاپيش آن سپاه گرما كه زمين را با شرارهء خود به آتش كشيد .
- گويا فضاى جهان از حرارت عشق و سوز و گداز دلم رنگ گرفته كه چنين تيره و تار است . « 3 »
و متنبى ( مقتول به سال 354 ) گويد :
- گويا فضاى جهان به درد من مبتلاست كه رنگ آن تيره و تار است . « 4 »
و در الابانة 64 آمده است كه عونى گويد :
هامش
( 1 ) . ر ك : الكامل فى التاريخ : 9 / 199 ؛ شذرات الذهب : 3 / 270 .
( 2 ) . العمدة : 1 / 154 .
( 3 ) . الابانة عن سرقات المتنبى 22 .
( 4 ) . تمام قصيده 42 بيت است كه در مدح على بن محمد تميمى سروده شده است . ديوان المتنبى : 1 / 98 .