- نه پسر مرجانه در اين خونريزى گناهى مرتكب گشت و نه شمر ، ملعون و مطرود است .
- و گفتى : پسر سعد را در حلال شمردن حرمت خاندان نبوت ، اجرى فزون و بيكران است .
- و سپس به عقب بازگشتى و عثمان را ماتمسرا گشتى ، آن هم با اشعار بىمايه و مبتذل .
- و از اين راه مورد طعن و ملامتى گشتى كه بر كمخردان و ديوانگان هم پوشيده نيست .
- و گفتى : بالاتر از روز غدير اگر روايتش صحيح باشد ، روز « شعانين » يهود است .
- و روز عيدت ، روز عاشوراست كه شراب و شيرينى تهيه بينى ، چونان كه نصارا شراب و نان مقدس مهيا كنند .
- در آن روز پيرزنانتان به خانه درآيند . غير از اين است كه سخن پيرزنان وحى شيطان است ؟
- با خدايت به دشمنى برخاستى و از نعمتش بىپروا شدى ، و حال آنكه از سطوت الهى ايمن نتوان گشت .
- پس خدايت گفت : برو بوزينهاى باش كه بر پشتش دم رويد . و فرمان خدايت با كاف و نون است .
- و به من فرمود : برو آزادهاى باش كه هرآن ، رتبهات بالا گيرد ، در پيشگاه ملوك و دربار سلاطين .
- خداوند پيش از تو ، به دوران موسى و هارون جماعتى را مسخ فرمود .
- به خاطر گناهى كه كمتر از اين بود ، برو به آنها بپيوند و پيرامون اين مگرد كه به من ملحق شوى . « 1 »
و در قصيدهء ديگرى از روز غدير ياد كرده و گفته است :
- سوگند به مصطفى و داماد و جانشين وى در روز غدير خم .
شاعر را بشناسيم
ابو عبد اللّه ، حسين ، پسر احمد ، پسر محمد ، پسر جعفر ، پسر محمد ، پسر حجاج نيلى
هامش
( 1 ) . اين قصيده 58 بيت است .