اينروايت را احمد از عبد الرزاق ، از معمر ، از قتاده ، از حسن بصرى نقل كرده است . و اسكافى آن را در رسالهء خود از عبد الرزاق روايت كرده است . « 1 »
همچنين در رسالهء اسكافى آمده است : روزى عدهاى از تابعين نزد حسن بصرى بودند و نام على بن ابى طالب عليه السّلام به ميان آمد . حجاج كه در مجلس حاضر بود ، به حسن گفت : تو در اينباره چه مىگويى ؟ حسن گفت : من چه گويم ، او اول كسى است كه بر قبله نماز گزارد و دعوت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اجابت كرد . براى على نزد پروردگارش مقام بلندى است ، چه او نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، قرابت و نزديكى دارد و براى او سوابقى است كه كسى نمىتواند آنها را انكار كند .
حجاج بشدت خشمگين شد ، از تخت امارتش برخاست و به خانه رفت .
مردى به حسن گفت : چرا هيچگاه نديدهايم تو على را مدح و ثنا گويى ؟ گفت : من چگونه به اين كار اقدام كنم ، در حالى كه از شمشير حجاج خون مىريزد ؟
على اول كسى است كه اسلام آورد و اين به تنهايى براى ثناى على ، شما را كافى است . « 2 »
3 - امام محمد باقر عليه السّلام فرمايد : اول من آمن باللّه على بن ابى طالب و هو ابن احدى عشرة سنة « 3 » : نخستين كسى كه به خدا ايمان آورد ، على بن ابى طالب بود كه يازده سال بيشتر نداشت .
4 - قتاده بن دعامهء اكمهء بصرى گويد : على بعد از خديجه اول كسى است كه اسلام را پذيرفت . چنان كه ياد شد اينروايت را احمد نقل كرده و قسطلانى او را در شمار معتقدان به آن آورده است . « 4 »
5 - محمد بن مسلم معروف به ابن شهاب « 5 » ، قسطلانى او را در المواهب : 1 / 45 در شمار آورده و زرقانى در شرح خود : 1 / 242 او را از طرفداران اين عقيده كه على عليه السّلام اول
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 3 / 260 .
( 2 ) . همان : 3 / 258 .
( 3 ) . همان : 3 / 260 .
( 4 ) . المواهب : 1 / 45 ؛ شرح المواهب : 1 / 242 .
( 5 ) . اين نسبت مربوط به نياى نياى اوست .