تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
- اين ما بوديم كه زيد را بر شاخ نخل به دار آويختيم و ما هيچگاه نديده‌ايم مهدىاى را بر شاخ نخل به دار زنند . - شما از سفاهت و نادانى ، على را با عثمان مقايسه كرديد و حال آنكه عثمان از على بهتر و پاك‌تر است . آيا اين سلمة بن حرّ بن حكم شاعر اينان نيست كه در كشتار زيد ، افتخارآميز مىگويد : - ما شخصيتهاى بزرگ قريش را نابود كرديم ، تا آنجا كه خاطرهء آنان مانند خاطرهء ديروز از دلها رفت . - ماييم كه در دوران قديم [ جاهليّت ] اساس سلطنت آنها بوديم ، و كدام سلطنت بدون اساس باقى مىماند . - ما چندى در جنگهاى اسلامى مورد نكال و اندوه قرار گرفتيم ، ولى بالأخره چاره‌اى از اين نيست كه ما هم بدانها اقتدا كنيم . آيا آن كسى كه در برابر سر زيد شهيد كه او را در مدينه به دار كشيده بودند ، اين اشعار را مىگويد ، از آنان نيست ؟ - اى كسى كه پيمان بيعت خود را شكستى ، ترا بشارت باد به آنچه مايهء ضعف و سستى است . - تو عهد و ميثاق خود را شكستى و اين شيوهء پيشينيان تست . - سوگند كه شيطان از وعدهء رياستى كه به تو داده بود ، تخلف كرد . اين است حقيقت ، شما خود هرچه مىدانيد داورى كنيد . آيا شما از اين گفتار تعجب مىكنيد ؟ و مىخنديد و نمىگرييد ؟ و شما غافل شده‌ايد . « 1 »
هامش
( 1 ) . نجم 53 / 59 - 61 .