ابن اثير به اسناد از عبد اللّه بن علا ، از زهرى ، از سعيد بن جناب ، از ابو عنفوانهء مازنى ، از جندع روايت نموده كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود . هركس از روى عمد دروغ بر من بندد ، جايگاه او در آتش خواهد بود ، سپس نامبرده گفت : سخنى از رسول خدا شنيدم كه اگر نادرست باشد ، هردو گوش من كر باد . هنگامى كه آن حضرت از حجة الوداع باز مىگشت ، چون در غدير خم فرود آمد ، بهپا خاست و خطبه خواند و دست على را گرفت و گفت : هركس كه من مولاى او هستم ، اين على مولاى اوست .
بار خدايا دوست دار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه او را دشمن دارد .
عبد اللّه بن علاء گفت : به زهرى گفتم : در شام گوشهاى تو از دشنام به على پر است ، اين حديث را بازگو منما ، در جواب من گفت : به خدا قسم از فضايل على به قدرى در خاطرم هست كه اگر آنها را بازگو نمايم ، كشته خواهم شد .
سه تن از حافظان اين روايت را با ذكر سند ثبت نمودهاند . « 1 »
شيخ محمّد صدر العالم در معارج العلى از طريق حافظ ابو نعيم به اسنادش از جندع اين خبر را روايت نموده و به گفتهء قاضى بهلول بهجت شافعى نامبرده در شمار راويان حديث غدير ثبت شده است . « 2 »
( حرف ح )
28 - حبّة بن جوين ، ابو قدامهء عرنى بجلى ( م 76 - 79 ) .
حافظ هيثمى او را مورد وثوق و اعتماد معرفى نموده است « 3 » و خطيب بغدادى موثّق بودن او را از صالح بن احمد ، از پدرش حكايت نموده و متذكّر شده است كه نامبرده از تابعين است . « 4 » ابن عقده در حديث الولاية به اسناد خود از او روايت نموده و دولابى از
هامش
( 1 ) . مراد از اين سه تن ، حافظ ابن منده و حافظ ابو نعيم و حافظ ابو موسى اصفهانى است . ( م )
( 2 ) . تاريخ آل محمّد 67 .
( 3 ) . مجمع الزوايد : 9 / 103 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 8 / 276 .