( حرف ث )
20 - ابو سعيد ثابت بن وديعهء انصارى خزرجى مدنى .
وى به طورى كه بعدا خواهد آمد ، در حديث مناشده به روايت ابن عقده در حديث الولاية و ابن اثير ، از جمله كسانى است كه دربارهء على عليه السّلام نسبت به واقعهء غدير شهادت داده است « 1 » ، و قاضى بهلول بهجت شافعى نيز نامبرده را در شمار راويان حديث غدير ذكر كرده است . « 2 »
( حرف ج )
21 - جابر بن سمرة بن جناده ، ابو سليمان سوائى ، ساكن كوفه ( م بعد از 70 ) . « 3 »
ابن عقده در حديث الولاية واقعهء غدير را از قول جابر بن سمره روايت نموده و خوارزمى در فصل چهارم مقتل الامام الحسين او را در شمار صحابهاى كه حديث غدير را روايت كردهاند ، ذكر كرده و متقى هندى به نقل از حافظ ابن ابى شيبه به اسنادش از نامبرده روايت نموده كه گفت : ما در غدير خم واقع در ناحيهء جحفه بوديم كه ناگاه رسول خدا بر ما درآمد و دست على را گرفت و فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . « 4 »
22 - جابر بن عبد اللّه انصارى ( م 73 - 78 ) .
نامبرده در سن نود و چهار سالگى در مدينه وفات يافته است . حافظ بزرگ ابن عقده در حديث الولاية به اسنادش از او روايت نموده كه گفت : ما در سفر حجة الوداع با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم . پس از بازگشت در جحفه فرود آمد و براى مردم خطبه خواند و فرمود :
اى مردم ، من مسئول هستم و شما هم مسئول هستيد . اكنون رأى و نظر خود را بازگوييد ، گفتند : گواهى مىدهيم كه تو اوامر خدا را به ما رسانيدى و ما را پند دادى و آنچه را كه
هامش
( 1 ) . اسد الغابة : 3 / 307 و 5 / 205 .
( 2 ) . تاريخ آل محمد 67 .
( 3 ) . ابن حجر در الاصابة سال وفات او را 74 ذكر كرده است .
( 4 ) . كنز العمّال : 6 / 398 .