گرامى صلّى اللّه عليه و آله هم لفظ ديگرى كه در آن مجمع بزرگ در خور تبليغ باشد ، بر لفظ « مولى » اختيار ننمود و با اين همه اهميّت كه به نحوهء تبليغ خود داد ، از معانى مولى ، جز « أولى » را اراده نفرمود .
قرينهء هشتم : قول رسول خداست بعد از بيان ولايت به روايت ابو سعيد و جابر : اللّه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الربّ برسالتى و الولاية لعلىّ من بعدى . « 1 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از فرط سرور و اعجاب بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى پروردگار به رسالت خود و ولايت على عليه السّلام بعد از خود ، تكبير گفت . در روايت وهب چنين مذكور است : انّه وليّكم بعدى « 2 » و در عبارت على ولىّ كلّ مؤمن بعدى « 3 » آمده است .
به همين مضمون است روايتى كه ترمذى و احمد و حاكم و نسائى و ابن ابى شيبه و طبرى و بسيارى ديگر از حفّاظ به طرق صحيح از قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كردهاند :
همانا على از من است و من از اويم ، و او پس از من ولى هرمؤمن است . در روايتى ديگر آمده است : او بعد از من ولىّ شماست .
ابو نعيم و ديگران به اسناد صحيح روايت كردهاند كه رسول خدا فرمود : هركس كه خشنود مىشود از اينكه زندگى و مرگش همانند زندگى و مرگ من باشد و در بهشت عدن كه پروردگارم نهال آن را نشانده ، مسكن گيرد ، على را دوست بدارد و از امامان پس از من تبعيت نمايد ، زيرا آنان عترت منند و از سرشت من آفريده شدهاند . « 4 »
همو به اسناد صحيح كه رجال آن مورد وثوق و اعتمادند ، از حذيفه و زيد و ابن عباس روايت كرده كه گفتند : رسول خدا فرمود : هركس كه دوست دارد زندگى و مرگ او چون من باشد و به زبرجد ياقوتنشان تمسّك جويد كه خداوند آن را به دست خود آفريد و به آن فرمود : به وجود آى و آن نيز موجود شد ، على را بعد از من دوست بدارد و از او پيروى كند . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 43 ، 232 - 234 ، 237 .
( 2 ) . همان : 1 / 60 .
( 3 ) . همان : 1 / 165 .
( 4 ) . حلية الاولياء : 1 / 86 .
( 5 ) . همان مأخذ .