- سوگند به شتران رهرو كه من تنها در شامگاه نسبت به يارى تو كم ميل و پريده عقل مىباشم .
معاويه با ابياتى به او چنين پاسخ داد :
- خدا عتاب و اهل آن را زشت گرداند ، آيا نمىبينى در چه روزگار دشوارى به سر مىبرم ؟
- اين سخنان را واگذار ، آيا امروز چارهاى دارى كه بدان گروهى را كه حسد مىورزند ، رد كنى ؟
- على آنها را دعوت كرد و آنها نيز دعوتى را اجابت كردند كه در نزدشان از مال و منال و عيال محبوبتر است . « 1 »
من نمىخواهم به بحث در خبرى بپردازم كه طبرانى با دقت در سند آن را از ابن مسعود ، از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : زمانى كه مردم اختلاف نمودند ، پسر سميّه ، عمّار با حق است « 2 » ، هرچند اين روايت خود برهانى قاطع است ، چه با اين وصف ، دشمن عمّار ناچار بر باطل خواهد بود و نمىتوانى اجتهادى را پيدا كنى كه غلبهء مبطل را بر محقّ بعد از چنين نصّ جلىّ و آشكارى نيكو بشمارد .
مقصود من خبرى است كه حاكم با دقت در سند روايت كرده و صحت آن را اعلام داشته است ، چنان كه ذهبى در تلخيص المستدرك به اسناد از عمرو بن عاص روايت كرده كه گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : پروردگارا قريش در آزار عمّار حريص است ، همانا كشندهء عمّار و برهنهكنندهء او در آتش دوزخ است . « 3 » اين خبر را سيوطى از طريق طبرانى و ابن حجر آوردهاند . « 4 »
سيوطى روايت كرده كه رسول خدا به عمّار فرمود : برهنهكنندهء تو و كشندهء تو به آتش دوزخ درخواهد آمد . « 5 » اين خبر را سيوطى از طريق ابن عساكر ، از طريق طبرانى در
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 2 / 274 .
( 2 ) . جمع الجوامع : 6 / 184 .
( 3 ) . المستدرك : 3 / 387 .
( 4 ) . الجامع الصغير : 2 / 193 ؛ الاصابة : 4 / 151 .
( 5 ) . جمع الجوامع : 7 / 73 .