ابو جعفر گويد : صحيح در اين موضوع اين است كه حكم « 1 » اين روايت را از عايشه دختر سعد نگرفته ، بلكه آن را از مصعب بن سعد گرفته است . همچنين غير از ليث كسى چون شعبة بن حجّاج آن را روايت كرده كه در ضبط روايت بصير و مورد اعتماد است و قولش نيز حجّت است . « 2 »
3 - فقيه ابو عبد اللّه محاملى بغدادى ( م 330 ) صحت اين حديث را در امالى خود تأييد كرده است ، چنان كه قبلا از نظر گذشت . « 3 »
4 - ابو عبد اللّه حاكم ( م 405 ) روايت مزبور را به طرق متعدد آورده و در المستدرك صحت آن را تأييد كرده است ، چنان كه در جاى خود گذشت .
5 - ابو محمّد ، احمد بن محمّد عاصمى در زين الفتى گويد : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اين حديثى است كه امّت اسلامى آن را پذيرفته و با اصول موافق يافته است . آنگاه وى آن را به طورى كه در جاى خود گذشت ، به طرق مختلف روايت كرده است .
6 - حافظ ابن عبد البر قرطبى ( م 463 ) بعد از ذكر حديث مؤاخات و دو حديث رايت و غدير گويد : همهء اينها اخبارى است كه به ثبوت رسيده است . « 4 »
7 - فقيه ابو الحسن ، ابن مغازلى شافعى ( م 483 ) در كتاب خود المناقب بعد از آنكه حديث مزبور را از استادش ابو القاسم فضل بن محمّد اصفهانى روايت كرده گويد :
ابو القاسم گفت : اين حديث از رسول خدا صحيح است و آن را حدود يكصد تن روايت كردهاند كه عشرهء مبشرّه از جملهء آنهايند و اين حديثى ثابت است و هيچ نقص و علتى در آن به نظر نمىآيد . در اين فضيلت على بىنظير است و احدى همتاى آن جناب نيست .
8 - حجة الاسلام ابو حامد غزالى ( م 505 ) گويد : برهان و حجّت چهره گشود و تمام مسلمانان بر متن حديث از خطبهء رسول خدا در روز غدير خم اجماع و اتفاق كردند كه
هامش
( 1 ) . به حديث سعد بن ابى وقاص در جملهء راويان حديث از صحابه مراجعه كنيد .
( 2 ) . مشكل الآثار : 2 / 308 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 55 .
( 4 ) . الاستيعاب : 2 / 373 .