55 - حاج محمد شيخ بندر ، شاعر برجستهء عفك را قطعهاى است كه در آن گويد :
- اى امينى ، با نامور كتاب الغديرت به آرزوى خويش رسيدى .
- كتابى كه چون آفتاب نيمروز پرتوافكن آمد و چه كسى آفتاب زرتار را انكار تواند كرد ؟
- منكر نصّ غدير را عذرى نباشد ، چرا كه تاريخنگاران همگى بر آن صحّه نهادهاند . « 1 »
او را نيز منظومهء « 2 » ديگرى است در سيزده بيت كه در آن از عزم راسخ علّامهء امينى در تدوين الغدير ، تتبّع عالمانهء وى در بازشناساندن سره از ناسره ، تلاش پيگيرش در احياى حق و ابطال باطل و زبان و قلم نافذ هدايتگرش سخن رفته است .
56 - استاد عبد الصاحب دجيلى ، صاحب كتاب شعراء العراق « 3 » را قطعهء مختصر و مفيدى است در ثناى علّامهء امينى و الغدير ماندگارش ، آنجا كه گويد :
- اى دانشى مرد نامى كه ژرفانديش و بىنظيرى ، ترا تحيّت باد .
- چرا كه در درياى معانى شناور آمدى و گهرهاى گرانبها فراچنگ آوردى .
- چون در كمال صدق و امانت سخن گفتى ، علّامهء امينى نام گرفتى .
- كتاب الغدير تو اقيانوسى سرشار از علوم و فنون است .
- واقعهء درخشان غدير خم چونان آفتابى روشنگر دين و دنياست .
- بر آن بس روز و ماه و سال بگذرد و در طىّ قرنها پيوسته جاودان و برقرار بماند . « 4 »
57 - علامه سيّد محمد هاشمى را غديريّهاى هفتاد و نه بيتى است كه در مجلّهء البيان ، سال چهارم ، شمارهء 80 ، نجف ( محرّم 1370 ) درج گرديده است و سراينده در چهار بيت پايانى آن به ستايش الغدير و علّامهء امينى پرداخته و چنين گفته است :
- الغدير كتابى است ماندگار و از قداست برخوردار .
- كتابى نغز و پرمغز كه با ظرافت تمام به قلم تواناى ناقدى بصير و چيرهدست نگارش يافت .
- ناقدى كه حقايق نهفته را آشكار ساخت و به رفع نقايص و عيوب پرداخت و اثرش در
هامش
( 1 ) . الغدير : 5 / 458 .
( 2 ) . ر ك : الغدير : 8 / 389 - 390 .
( 3 ) . الغدير : 7 / 410 .
( 4 ) . الغدير : 7 / 412 .