تأمّلى در حديث غدير
چنان كه در مطالب گذشته ملاحظه كرديد ، تفسير و حديث دربارهء سبب نزول آيهء كريمهء
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
« 1 » متّحد و همآهنگ با هم حقيقت را آشكار كرده و مطابقت نصوص و اسانيد متعدّد در اثبات حديث و حصول اطمينان محرز گرديده است .
شعرا نيز اين داستان را از قديم الايّام به رشته نظم درآوردهاند ، مانند ابو محمّد عونى غسّانى كه از غديريهسرايان قرن چهارم هجرى است و در اين خصوص چنين مىسرايد :
- هنگاميكه رسول خدا ولايت و وصايت امير المؤمنين را به امّت ابلاغ فرمود و خداوند متعال را بر آن گواه گرفت .
- منكرى معاند و دورو با قلبى دردناك از حقد و كينه خطاب به رسول خدا گفت :
- آيا اين امر از جانب پروردگار است يا از پيش خود آن را آوردهاى ؟ رسول خدا فرمود :
پناه بر خدا ، من هيچگاه به ميل خود امرى نكردهام .
- آن دشمن خدا گفت : بار خدايا اگر آنچه را كه گفت ، حق است ، عذاب و شكنجهاى بر من فرو فرست .
- بىدرنگ در قبال ناسپاسى او سنگى از آسمان بر او فرود آمد و در دم بيفتاد و هلاك شد .
هامش
( 1 ) . معارج 70 / 1 .