غدير خم دربارهء على نازل شده است . « 1 »
همو در تاريخش حديث مذكور از ابو هريره را به طريق خطيب بغدادى روايت كرده و در اين مورد سخنانى گفته است كه بيان آن در موضوع روزهء روز غدير خواهد آمد . « 2 »
15 - جلال الدين سيوطى شافعى ( م 911 ) از طريق ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر اين حديث را به لفظى كه در روايت ابن مردويه گذشت ، روايت كرده است . « 3 »
همو ضمن آياتى كه در سفر نازل شده گويد : آيهء
. . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . .
« 4 » از جملهء آنهاست . در حديث صحيح از عمر روايت شده كه آيهء مزبور در شام عرفهء روز جمعهء سال حجة الوداع نازل گشته و براى آن طرق بسيارى است ، ليكن ابن مردويه با بررسى در طريق از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه آيهء مزبور روز غدير خم نازل گشت ، و مانند آن را نيز از ابو هريره روايت كرده كه در آن مذكور است : آن روز هجدهم ذيحجّه هنگام بازگشت پيغمبر از حجة الوداع بوده و هردو آنها ناصحيح است .
ما مىگوييم : اگر مراد او از عدم صحّت ايراد و نكوهش در اسناد است ، اين درست نيست ، زيرا روايت ابو هريره در نزد استادان فنّ حديث ، صحيح الاسناد شناخته شده و ثقه و مورد اعتماد بودن رجال آن مورد تأييد بوده است و ما به طور تفصيل اين موضوع را در باب روزهء روز غدير بيان خواهيم كرد . حديث ابو سعيد هم طرق بسيارى دارد ، چنان كه در كلام حموينى به نقل از كتاب او فرايد السمطين گذشت . علاوه بر اين ، اين روايت اختصاص به ابو سعيد و ابو هريره ندارد و ضمن مطالب گذشته به خوبى دانستيد كه عين آن را جابر بن عبد اللّه و مفسّر تابعى مجاهد مكى و امام باقر و امام صادق عليه السّلام روايت كردهاند و علماى حديث به اين راويان تكيه و اعتماد كرده و روايت نامبردگان را پذيرفتهاند ، چنان كه روايت آن از علما و حافظان حديث مختصّ به ابن مردويه نبوده است و از خود سيوطى در تفسيرش الدّر المنثور روايت خطيب و ابن عساكر را شنيديد و دانستيد كه در نقل اين حديث گروه ديگرى نيز هستند كه با بررسى در سند آن را روايت
هامش
( 1 ) . تفسير القرآن العظيم : 2 / 14 .
( 2 ) . البداية و النهاية : 5 / 210 .
( 3 ) . الدرّ المنثور : 2 / 259 .
( 4 ) . مائدة 5 / 3 .