به وصف اين دايرة المعارف كمياب بىمانندت بپردازم و آن را حاصل كوشش فرهنگى بىنظيرى در شمار آرم ، جز اندكى از آن حق را ادا نكردهام .
سخن در اينباره كمترين واكنشى است كه مىتوان در برابر تلاشهاى خستگىناپذير تو از خود نشان داد و ناچيزترين افزارى است كه به يارى آن مىشود كاوشها و بررسىهاى دقيق و موشكافانهء ترا سنجيد ، ولى در نگارش اين دايرة المعارف سرشار از دانش ، آنچه ترا به حق خويش مىرساند ، تقدير و بزرگداشتى است كه امّت اسلامى را آگاه سازد كه تو از معدود قهرمانان كمنظير آن هستى .
كتاب الغدير تو در ترازوى نقد و حكم ادب بىچون و چرا كارى سترگ و پردامنه است كه اگر گروهى از دانشمندان نيز در پديد آوردن آن با يكديگر همداستان مىشدند و در استوار ساختن آن به يارى هم مىشتافتند و بازده كارشان به همين خوبى درمىآمد ، براستى باز هم آنان كارى بزرگ را به پايان برده بودند .
براى تمدّن شرق ، بلكه براى تمدّن انسانى هيچ چيز هراسانگيزتر از آن نيست كه چنين آثارى از تداوم بازماند و چنين فعاليّتهاى پوياى علمى با وقفه روبرو شود .
در اينجا بايد بگويم كه والاترين چشمانداز در كار پرتلاش و ارزندهات تنها شيفتگى تو بدان است ، همان شيفتگى كه با همهء گرفتارىها و دشوارىها ترا به پيشروى واداشت و اين خوى و روش در چنين كارى سترگ ، شيوهء قهرمانان ما از خدمتگزاران خاندان پيامبر را به ياد مىآورد كه به پا خاستند تا علوم و آثار بر جاى مانده از ايشان را در همه جا بپراكنند .
از ديدگاه هنرى نيز تو مانند هنرمندى به كار برخاستهاى و در آفرينش اين اثر بديع و متين و شيوا با چيرهدستى تمام قلمفرسايى كردهاى و در به ثمر رسانيدن آن از ژرفانديشى ، بلندنظرى ، احاطهء علمى ، ذوق سليم ، نقد سخن و قوّت نطق برخوردار بودهاى . « 1 »
10 - آيت اللّه سيّد محسن طباطبائى حكيم در وصف الغدير و گراميداشت نويسندهء
هامش
( 1 ) . الغدير : 7 / ه ، و . [ تاريخ نگارش : 1368 ه ]