نسبت دادى و صحابه را فاسق ناميدى و چنين پنداشتى كه او آنها را وادار به كشتن عثمان كرد ، مطلبى خلاف واقع و پندارى نارواست . واى بر تو اى معاويه ! آيا نمىدانى كه ابو الحسن در راه رسول خدا جانفشانى كرد و در فراش او خوابيد ؟ وى كسى است در اسلام و هجرت بر ديگران سبقت گرفت و رسول خدا دربارهء او فرمود : على از من است و من از على هستم . او نسبت به من به منزلهء هارون است نسبت به موسى . جز آنكه پس از من ديگر پيغمبرى نخواهد بود . همچنين دربارهء او در روز غدير خم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله . « 1 »
13 - احتجاج عمار بن ياسر بر عمرو عاص در روز صفين ( سال 37 )
نصر بن مزاحم « 2 » كوفى در حديثى طولانى از عمار بن ياسر روايت كرده كه در روز صفّين خطاب به عمرو بن عاص گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا امر فرمود كه با پيمانشكنان نبرد كنم كه كردم ، و نيز فرمود كه با بيدادگران به مبارزه برخيزم كه شما همان كسانيد . و امّا از دين برگشتگان كه نمىدانم اى ابتر ، آنان را خواهم ديد يا نه ؟ آيا تو نمىدانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء على فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ؟ مرا خدا و رسول و پس از او على مولاست ، اما ترا مولايى نيست . عمرو در جواب عمّار گفت : اى ابو اليقظان ، چرا مرا دشنام مىدهى ؟ « 3 » تمامى حديث ضمن شرح احوال عمرو بن عاص خواهد آمد . اين روايت را ابن ابى الحديد نيز ذكر كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . المناقب ، خوارزمى 124 .
( 2 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة : 1 / 183 گويد : ما آنچه را كه نصر بن مزاحم به نقل از كتاب صفين در اين باره گفته ذكر مىكنيم ، زيرا نامبرده شخصا داراى دقت نظر و وثاقت در نقل روايت است و منسوب به تمايل و علاقهمندى به يكى و خيانت و نيرنگ به ديگرى نيست . نامبرده از رجال اصحاب حديث است .
( 3 ) . كتاب صفّين 176 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغة : 2 / 273 .