محبّى شرح حال او را ثبت كرده و او را با كلماتى چون استاد بزرگوار ، محدّث صوفى و فقيه صالح ستوده و مشايخ و استادان او را در قرائت حديث در يمن و حرمين و هند برشمرده است . آنگاه از كرامت او در بهبودى جراحت سلطان ابراهيم كه زمينگير شده بود ، ياد كرده گويد : سلطان مزبور كه نخست رافضى بود ، در اثر اين كرامت به مذهب اهل سنت و جماعت درآمد . « 1 » سيّد محمود قادرى مدنى در كتاب خود الصراط السّوى ضمن نقل از كتاب نامبرده موسوم به العقد النبوى و السرّ المصطفوى ، او را با القابى چون شيخ پيشوا ، فريادرس جوانمرد ، درياى حقايق و معارف ، سرور مورد وثوق و يگانهء بزرگوار ستوده است . روايت او در مورد نزول آيهء سأل سائل « 2 » پيرامون واقعهء غدير خم به نقل از كتاب العقد النبوى خواهد آمد .
309 - محمود بن محمّد بن على شيخانى قادرى مدنى .
وى مؤلّف كتاب الصراط السوى فى مناقب آل النبى و كتاب حيات الذاكرين است .
روايت او در مورد نزول آيهء سأل سائل « 3 » پيرامون قضيهء غدير خم خواهد آمد .
310 - نور الدين على بن ابراهيم بن احمد حلبى قاهرى شافعى ( م 1044 ) كه صاحب كتاب مشهور السيرة النبويّة است .
محبّى شرح حال او را ثبت كرده گويد : وى پيشواى بزرگوار ، شيخ و الا مقام ، علّامهء زمان ، كوه دانش ، درياى بردبارى ، دانشمند عالى مقدار و انسان فضيلت خواه بود ، كسى كه نقد عمر را در اندوختن علم نافع و نشر آن صرف كرد و سرانجام به مقام علمى شامخى دست يافت كه احدى بدان نايل نگشت . فضلا در مجلس درس او گرد مىآمدند و خردمندان و شخصيتهاى بزرگ به خدمت او مىشتافتند . محقّقى توانا و تيزفهم و دورانديش بود . در فتاوى كاوش مىنمود و در جمع ميان علم و عمل مىكوشيد و در درك حقايق جدّ و جهد فراوان مىكرد . آنچنان خيرخواه و سودمند بود كه طالبان علم و فضيلت از هرديارى به سوى او مىشتافتند . سپس به مدح و ثناى او پرداخته و استادان و
هامش
( 1 ) . خلاصة الاثر : 2 / 235 .
( 2 و 3 ) . معارج 70 / 1 .