اسناد خود روايت مىكند . « 1 » ابن كثير در تاريخش او را ستوده است « 2 » ، و گفتارى از همكارش اربلى در شرح حال وى خواهد آمد . حديث او در نزول آيهء تبليغ دربارهء على عليه السّلام ذكر خواهد شد .
250 - فضل اللّه بن ابى سعيد حسن شافعى توربشتى ( م حدود 660 ) .
سبكى شرح حال او را ثبت كرده گويد : نامبرده مردى محدّث و فقيه از اهالى شيراز است كه شرح خوبى بر مصابيح بغوى نوشته و صحيح بخارى را از عبد الوهاب بن مغرم به اسنادش روايت كرده است . بىگمان فتنهء تاتار موجب شد كه وى ناشناخته ماند . « 3 » سبكى پس از اين مطالب بعضى از فوايد ياد شده در شرح مصابيح او را ذكر نموده است .
نامبرده حديث غدير خم را در كتابش المعتمد فى المعتقد « 4 » روايت كرده است .
251 - حافظ محيى الدّين يحيى بن شرف بن حسن ، ابو زكريا نووى « 5 » دمشقى شافعى ( م 676 ) .
سبكى شرح حال او را ذكر كرده و بسيار او را ستوده است . « 6 » ابن كثير در تاريخش از او نام برده گويد : نامبرده عالم شافعى مذهب و فقيه بزرگ زمان خود بود و از حيث زهد و عبادت و ورع و تحقيق و فراهم ساختن موجبات وحدت مردم ، به مرتبهاى رسيد كه هيچيك از فقها را توان وصول به آن نبود . « 7 » سپس تأليفات او را ذكر و توصيف كرده است . ذهبى نيز در شرح حال او بسط كلام داده است . « 8 » حديث غدير به نقل از كتابش رياض الصالحين قبلا از نظر گذشت « 9 » ، و در كتاب ديگرش تهذيب الاسماء و اللغات چنين گويد : در كتاب ترمذى از ابو سريحهء صحابى يا زيد بن ارقم « 10 » از پيامبر روايت شده كه
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفّاظ : 4 / 243 .
( 2 ) . البداية و النهاية : 13 / 241 .
( 3 ) . طبقات الشافعية : 4 / 146 .
( 4 ) . چلبى در كشف الظنون : 2 / 462 كتاب مزبور را از آثار او دانسته است .
( 5 ) . منسوب به نوى ، قريهاى است از قراى حوران .
( 6 ) . ر ك : طبقات الشافعية : 5 / 166 - 168 .
( 7 ) . البداية و النهاية : 13 / 278 .
( 8 ) . ر ك : تذكرة الحفّاظ : 4 / 259 - 264 .
( 9 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 35 .
( 10 ) . اين ترديد از شعبه است .