238 - ابو الحجاج ، يوسف بن محمّد بلوى مالكى ، مشهور به ابن الشيخ ( م حدود 605 ) .
نامبرده مؤلّف كتاب الف باء است كه نمودارى از فضل بسيار و ادب سرشار اوست .
زركلى شرح حال او را ذكر كرده است . « 1 » لفظ حديث غدير در فصل غديريه سرايان سدهء نخست ، پيرامون شعر امير المؤمنين عليه السّلام خواهد آمد . « 2 »
239 - تاج الدّين زيد بن حسن بن زيد كندى ، ابو اليمن بغدادى ( م 613 ) كه در بغداد به دنيا آمد و در آنجا پرورش يافت ، سپس به شام منتقل شد و در آنجا اقامت گزيد .
ابن اثير گويد : نامبرده در نحو و لغت پيشوا بود و در حديث داراى اسناد عالى است و در فنون بسيار و علوم متنوّع نيز تبحّر داشت . « 3 » حديث مناشدهء رحبه به اسناد او و به لفظ عبد الرحمن بن ابى ليلى خواهد آمد .
240 - شيخ على بن حميد قرشى ( م 621 ) .
نامبرده حديث غدير را در شمس الاخبار المنتقى من كلام النبى المختار ذكر كرده ، چنان كه پيش از اين گذشت « 4 » ، و لفظ آن در مفاد حديث خواهد آمد .
241 - ابو عبد اللّه ، ياقوت بن عبد اللّه رومى حموى بغدادى ( م 612 ) .
نامبرده در كودكى اسير شده و مرد تاجرى در بغداد او را خريده است . كتاب معجم البلدان و معجم الادباء از اوست . در ادبيات گامهاى بلندى برداشته و نسبت به امير المؤمنين على عليه السّلام خوشبين نبوده است . ابن خلكان در تاريخش شرح حال او را از حيث مقام و علم و ادب و تأليفات و مذهب ثبت كرده است . « 5 » نامبرده از حازمى آورده كه گفت : رسول خدا در غدير خم خطبهاى ايراد فرمود « 6 » ، و سخنان او به نقل از كتاب معجم الادباء در بخش مؤلّفان آثار مستقل در موضوع مؤلّفان در غدير خواهد آمد .
242 - ابو الحسن ، على بن محمّد شيبانى ، معروف به ابن اثير جزرى « 7 » ( م 630 ) كه صاحب
هامش
( 1 ) . الاعلام : 3 / 1184 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 27 . ( و )
( 3 ) . الكامل فى التاريخ : 12 / 130 .
( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 50 .
( 5 ) . وفيات الاعيان : 2 / 349 - 355 .
( 6 ) . معجم البلدان : 3 / 466 .
( 7 ) . منسوب است به جزيرهء ابن عمر : شهرى به فاصلهء سه روز راه در بالاى موصل كه دجله از سه طرف آن را احاطه كرده است .