پيشگفتار ويراستار
ارمغان غدير
لحظهها با شتابى حيرتانگيز ، اما سرشار از فروغ حقيقت و صفاى عصمت و جوهر تكليف درگذرند و زندگى تجلّيگاه اين راز و رمزهاى نهفته در دل لحظههاست كه چونان باران بهارى نهال وجود آدمى را طراوت مىبخشد و افقى روشن از حيات معقول را فراروى خرد و فطرت پديدار مىسازد .
انسان چون در وجود مىآيد ، حركت خود را خواه ناخواه در بستر تاريخ آغاز مىكند و به پيش مىراند ، امّا مهم اين است كه راهدان باشد و بداند كه اين حركت بر چه اصلى استوار است و چگونه شكل مىپذيرد و چه هدفى را دنبال مىكند و به كجا مىانجامد .
اگر اين حركت مبتنى بر شناخت و تكليف و آميخته با عشق و اميد و استقامت باشد ، حماسهآفرين خواهد بود و حماسه در دفاع از حق است كه تشخّص مىيابد . پس كرامت انسان و ماندگارى تاريخ و شكوه حماسه را بايد در پناه حق جستجو كرد و تبلور معنويّت را انتظار داشت ، و گرنه با پايمال شدن حق ، طبيعت تاريخ رو به كدورت مىگذارد و انسان در تيه حيرت سرگردان مىماند و حماسه رنگ مىبازد و معنويّت حيات از دست مىرود .
حضور اين حق در اوج خود تداعىكنندهء ولايت رهگشا و بيدارگر و رهايىبخش