تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
متقابل و دوجانبه بود اولى « ولىّ » دومى است و دومى نيز « ولىّ » اولى مانند اخوّت و برادرى ، و اگر تأثير يك‌جانبه بود ، اوّلى « ولىّ » دومى است و دومى « مولّى عليه » اولى است يعنى دومى تحت ولايت اوّلى است مانند ابوّت و بنوّت و عليت و معلوليت . ولايت كه امرى « اضافى » است اگر به فتح « واو » باشد تأثير آن يك‌جانبه است و از كسى كه « ولىّ » است به عنوان « والى » ياد مىشود ، اما اگر دوجانبه بود از آن به كسر « واو » تعبير مىشود و خدا ولىّ و والى است يعنى خدا سرپرست و موجودات تحت ولايت و سرپرستى او قرار دارند . از اين جهت در قرآن فرمود :
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ
« 1 » . به بيان ديگر ولايت به معناى « قرب » بر دو قسم است : الف ) قرب اعتبارى كه اضافه و نسبت آن مبتنى بر دو طرف است ، اگر كسى به ديوار نزديك باشد ، ديوار نيز به او نزديك است كه اضافه و نسبت تابع دو طرف نسبت و اضافه است ؛ ب ) قرب حقيقى كه از آن به اضافهء اشراقيّه تعبير مىكنند ، اساس اين قرب بر مضاف اليه استوار است ، يعنى مضاف اليه ظهور مىكند ، سپس اضافه ظهور مىيابد يا در سايه اضافه ، مضاف پيدا مىشود نظير خورشيد و نور آن‌كه اضافه يك طرفه است يا اضافه و نسبت علم با نفس و روح ، يعنى نفس و روح با يك اشراق و توجّه صورتى را در خود آفريده و ايجاد مىكند ، لذا در اضافهء اشراقى « مضاف اليه » اصل است ، مضاف فرع بر اضافه است . ولايت و قرب خدا به انسان از نوع ولايت حقيقى است لذا قرب از ناحيه خداوند همواره حاصل است :
نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 2 » يا
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ
« 3 » لكن ممكن است از ناحيه انسان قرب حاصل نشده باشد پس از طرف فاعل
هامش
( 1 ) . كهف ، 44 . ( 2 ) . ق ، 16 . ( 3 ) . بقره ، 186 .