توجيه نمود .
بعضى « 1 » ديگر از مفسرين مفتوح بودن كلمه « أنه » در آيه مورد بحث را اينطور توجيه كردهاند كه اين آيه و همه آياتى كه كلمه « ان » در آغاز آن آمده عطف است بر جمله « * ( أَنَّه اسْتَمَعَ نَفَرٌ ) * . . . » ، و فساد اين توجيه بر كسى پوشيده نيست ، براى اينكه در اين صورت بايد بگوييم همه آيات در مقام خبر دادن از مطالبى است كه به رسول خدا ( ص ) وحى شده ، كه جنىها چنين و چنان گفتند : * ( « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّه اسْتَمَعَ . . . » ) * به مردم بگو كه به من وحى شده كه چند نفر از جنيان به صداى تلاوت قرآن گوش دادند ، و نزد قوم خود رفته گفتند كه : چنين و چنان شده و نيز به من وحى شده كه * ( « أَنَّه تَعالى جَدُّ رَبِّنا » ) * كه او پروردگار عظيم ما است ، و نيز به من وحى شده كه بعضى از سفيهان ما عليه خدا حرفهاى بدى مىگفتند .
آن وقت اين سؤال پيش مىآيد كه كلمه « انه » و « انهم » و « انا » اگر جزو كلام جنيان نبوده ، و قرآن آن را زياد كرده كه اين يك زيادى مخل است ، و نظم كلام را بر هم مىزند ، و اگر جزو كلمات خود جنيان است ، كه قرآن حكايتش كرده ، آن وقت مجموع « أن » و ما بعد آن كلام تامى نخواهد بود ، و بايد چيزى در تقدير گرفته شود تا حكايت آن صحيح باشد ، و اگر چيزى در تقدير نگيريم عطف شدنش بر جمله * ( « أَنَّه اسْتَمَعَ . . . » ) * دردى را دوا نمىكند . دقت فرماييد و از اين نكته غفلت نورزيد « 2 » .
* ( « وَأَنَّه كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّه شَطَطاً » ) * كلمه « سفه » - به طورى كه راغب گفته - به معناى خفت نفس است ، كه از كمى
هامش
( 1 ) روح البيان ، ج 10 ، ص 190 ، ط بيروت .
( 2 ) به عبارت ساده تر اينكه : اگر جنيان گفته بودند : « ما قرآنى عجيب شنيديم كه چنين و چنان بود ، و خداى تعالى پروردگار عظيم ما است . . . ، و افراد نادان ما عليه خدا چنين و چنان گفتند » ، در اين صورت چند جمله تام از جنيان حكايت شده بود ، و ديگر احتياج نداشت قرآن كريم از ناحيه خودش در سر هر جمله بگويد و اينكه ، و اينكه ، و اينكه ، « انه ، انهم ، انا » و اگر چنانچه خود چنين گفتهاند : ما قرآنى عجيب شنيديم كه چنين و چنان بود ، و اينكه خداى تعالى پروردگار عظيم ما است ، و اينكه افراد نادان ما عليه خدا چنين و چنان گفتهاند ، در اين صورت تمامى اين جمله ها ناقص مىبود ، و يك خبرى مىخواست تا جمله را تمام كند ، مثلا گفته باشند و اينكه خداى تعالى پروردگار عظيم ما است اعتقاد ما است ، و اينكه نادانان ما عليه خدا حرف زشت گفتند باعث شرمندگى ما است ، و اينكه ما خيال كرديم كه انس و جن عليه خدا دروغ نمىتراشند خيال خام ما است ، و همچنين تا آخر سوره . مترجم .