« زبانية » به معناى فرشتگان موكل بر آتش است . بعضى « 1 » گفتهاند : زبانية در كلام عرب به معناى پليس است ، و امر در آيه تعجيزى است ، مىخواهد با اين امر به شدت اخذ اشاره كرده باشد ، و معنايش اين است كه بايد اين كسى كه از نماز نهى مىكند جمع خود را صدا بزند ، تا او را از دست ما نجات دهند ، و ما به زودى پليسهاى موكل بر آتش را كه فرشتگانى خشن و پر نيرو هستند صدا مىزنيم ، آن وقت است كه نصرت هيچ ناصرى سودى به حال او نخواهد داشت .
* ( « كَلَّا لا تُطِعْه وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ » ) * در اين آيه ردع قبلى تكرار شده ، تا در آن تاكيد شده باشد ، و معناى جمله « لا تطعه » اين است كه : تو اى پيامبر او را در نهيش از نماز اطاعت مكن ، و اين خود قرينه اى است بر اينكه مراد از جمله « و اسجد » سجده كردن در نماز است ، و چه بسا نمازى كه رسول خدا ( ص ) در آن ايام مىخوانده مركب از همين دو عنوان يعنى سجده و تسبيح بوده .
ولى بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : منظور از اين سجده كردن ، نماز خواندن نيست بلكه سجده اى است كه بعد از خواندن اين سوره و سه سوره ديگر قرآن واجب است ، و به آن چهار سوره ، « عزائم چهارگانه » مىگويند ، و كلمه « اقترب » امر از مصدر اقتراب است ، كه به معناى تقرب به خداى تعالى است .
و بعضى « 3 » گفتهاند : نزديك شدن به ثواب خداى تعالى است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه عبد الرزاق ، احمد ، عبد ابن حميد ، بخارى ، مسلم ، ابن جرير ، ابن انبارى - در كتاب مصاحف - ابن مردويه و بيهقى ، از طريق ابن شهاب از عروة بن زبير از عايشه ام المؤمنين روايت كردهاند كه گفت : اولين روزنه اى كه از وحى به روى رسول خدا ( ص ) باز شد ، اين بود كه در عالم رؤيا در خواب چيزهايى مىديد كه چون صبح روشن در خارج واقع مىشد .
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى ، ج 20 ، ص 126 .
( 2 ) تفسير قرطبى ، ج 20 ، ص 128 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 516 .