ولى ما نزديكش مىبينيم ( 7 ) .
روزى است كه آسمان چون مس ذوب شده مىشود ( 8 ) .
و كوه ها چون پشم حلاجى شده مىگردند ( 9 ) .
و هيچ حامى و دوستى سراغ دوستش را نمىگيرد ( 10 ) .
با اينكه دوستان را به دوستان نشان مىدهند ، مجرم آرزو مىكند اى كاش مىشد فرزندان را در برابر عذاب آن روز فدا كرد ( 11 ) .
و دوستان و برادر را ( 12 ) .
و خويشاوندانى كه او را از خود مىدانستند ( 13 ) .
و بلكه همه مردم روى زمين را تا خودش از عذاب نجات پيدا كند ( 14 ) .
اما هيهات چه آرزوى خامى كه آتش دوزخ شعله ور است ( 15 ) .
و در هم شكننده اعضاى بدن است ( 16 ) .
او هر روگردان از حق و مستكبرى را به سوى خود مىخواند ( 17 ) .
و همه آنهايى را كه اموال را جمع و ذخيره كردند در خود جاى مىدهد ( 18 ) .
بيان آيات
آنچه سياق اين سوره دست مىدهد اين است كه مىخواهد روز قيامت را توصيف كند به آن عذابهايى كه در آن براى كفار آماده شده ، از همان آغاز ، سخن از عذاب دارد . و سؤال سائلى را حكايت مىكند كه از عذاب الهى كفار پرسيده ، و اشاره مىكند به اينكه اين عذاب آمدنى است ، و هيچ مانعى نمىتواند از آمدنش جلوگير شود ، و نيز عذابى است نزديك ، نه دور كه كفار مىپندارند ، آن گاه به صفات آن روز و عذابى كه براى آنان تهيه شده پرداخته ، مؤمنين را كه به انجام وظائف اعتقادى و عملى خود مىپردازند استثنا مىكند .
و اين سياق شبيه به سياق سوره هاى مكى است ، چيزى كه هست از برخى از مفسرين حكايت شده كه گفتهاند : آيه « وَالَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ » در مدينه نازل شده ، و اعتبار عقلى هم اين نظريه را تاييد مىكند ، براى اينكه ظاهر عبارت « حَقٌّ مَعْلُومٌ » زكات است كه در مدينه و بعد از هجرت تشريع شد ، و اگر ما اين آيه را مدنى بدانيم ، ناگزير مىشويم كه آيات بعدى آن را هم كه تحت استثنا قرار دارند و چهارده آيهاند ، كه از جمله « إِلَّا الْمُصَلِّينَ » شروع و به جمله « فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ » ختم مىشوند ، مدنى بدانيم ، براى اينكه همه سياقى متحد دارند ،