و آنچه در جوف دارد بيرون انداخته ، خود را تهى مىسازد ( 4 ) .
و تسليم فرمان پروردگارش مىگردد و سزاوار خطاب و امين او مىگردد ( 5 ) .
هان اى انسان ! تو در راه پروردگارت تلاش مىكنى و بالأخره او را ديدار خواهى كرد ( 6 ) .
در آن روز كسى كه نامه اش را به دست راستش دهند ( 7 ) .
به زودى خواهد ديد كه حسابى آسان از او مىكشند ( 8 ) .
و خوشحال و خندان به سوى همفكرانش برمىگردد ( 9 ) .
و اما كسى كه نامه اعمالش را از پشت سرش بدهند ( 10 ) .
به زودى فرياد واويلايش بلند مىشود ( 11 ) .
و در آتش بسوزد ( 12 ) .
آرى او در دنيا نزد همفكرانش مسرور بود ( 13 ) .
او مىپنداشت كه هرگز نزد ما برنمىگردد ( 14 ) .
بلى پروردگارش به وضعش بينا بود ( 15 ) .
( هر چند حاجتى به سوگند نيست ليكن ) سوگند به شفق ( 16 ) .
و سوگند به شب و آنچه بپوشاند ( 17 ) .
و سوگند به ماه شب چهاردهم كه همه جوانبش نورانى مىشود ( 18 ) .
كه به زودى بعد از مرگ عوالمى را سير خواهيد كرد ( 19 ) .
پس چه مىشود ايشان را كه ايمان نمىآورند ؟ ( 20 ) .
و چون قرآن خوانده مىشود خاضع نمىگردند ؟ ( 21 ) .
( و اين به خاطر آن نيست كه بيان دعوت كننده قاصر باشد ) بلكه كسانى كه كافر شدند تكذيب خوى ايشان شده است ( 22 ) .
و خدا مىداند كه در دل چه چيز پنهان دارند ( 23 ) .
پس ايشان را به عذاب سخت بشارت ده ( 24 ) .
مگر آنهايى كه ايمان بياورند عملهاى صالح كنند كه اجرى بىمنت و قطع ناشدنى دارند ( 25 ) .
بيان آيات
اين سوره به قيام قيامت اشاره نموده ، بيان مىكند كه براى انسان سيرى است به سوى پروردگارش ، او در اين مسير هست تا پروردگارش را ديدار كند ، و خداى تعالى به مقتضاى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٩٩