و اختيار مكرر در ذيل آياتى كه با اين مساله تناسبى داشت بحث كرديم .
بعضى « 1 » گفتهاند مراد از « تيسير سبيل » اين است كه خداى تعالى خروج انسان از شكم مادرش را آسان كرده ، و معناى عبارت : « سهل للانسان سبيل الخروج من بطن امه » است ، يعنى راه بيرون شدن انسان مخلوق از نطفه را كه در شكم مادر جنين شده بود از شكم مادر آسان ساخت .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد هدايت بسوى دين و روشنگرى راه خير و شر است ، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود : « وَهَدَيْناه النَّجْدَيْنِ » « 3 » . ولى وجه قبلى بهتر است .
* ( « ثُمَّ أَماتَه فَأَقْبَرَه » ) * كلمه « اماته » به معناى تحقق دادن به مرگ انسان است ، و مراد از « إقبار » دفن كردن مرده آدمى و پوشاندنش در شكم زمين است ، البته اين بر اساس غالب است ، كه عادت مردم بر آن جارى شده ، و به همين جهت نسبت در گور كردن را به خداى تعالى داده ، چون او ( بوسيله كلاغ در داستان هابيل ) هدايتشان كرده و يا به دلها الهام كرد كه مردگان خود را دفن كنند پس اين عمل با خداى تعالى نسبتى دارد ، همانطور كه به خود مردم هم نسبتى دارد .
بعضى « 5 » گفتهاند : منظور از اقبار اين است كه خداى تعالى او را صاحب قبر كرد ، يعنى دستور داد زنده ها ، او را دفن كنند ، و با اين عمل مرده او را احترام نموده ، از اينكه جيفه اش متعفن شود ، و مردم از بوى آن متنفر و متاذى گردند جلوگيرى نموده .
ليكن وجه قبلى با سياق آيات مناسبتر است ، چون آيات در اين زمينه سخن دارند كه تدبير تكوينى خداى تعالى را گوشزد كنند ، نه تدبير تشريعى او را ، كه يكى از آن تشريع حكم غسل و كفن و دفن اموات است .
* ( « ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَه » ) * در مجمع البيان گفته : كلمه « انشار » به معناى زنده كردن بعد از مرگ به منظور تصرف است ، هم چنان كه جامه را بعد از تا كردن و پيچيدن دوباره باز مىكنند ، ( تا در آن
هامش
( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 30 ، ص 44 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 439 .
( 3 ) سوره بلد ، آيه 10 .
( 4 ) و گر نه بسيارى هستند كه مرده را مىسوزانند ، و خاكسترش را به آن رود مقدس خود مىدهند ، مترجم .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 439 .