عذاب آن انذار كنى ، نه اينكه از وقت قيام آن خبر دهى تا وقتى از تو از وقت آن مىپرسند جواب دهى ، پس انحصارى كه از آيه استفاده مىشود ، به اصطلاح اهل ادب قصر افراد است ، يعنى شان رسول خدا ( ص ) و مسئوليت او را منحصر در انذار مىكند و علم به وقت قيامت و تعيين آن را براى هر كس كه از آن سؤال كند از آن جناب نفى فرموده .
و مراد از خشيت بطورى كه مناسب با مقام باشد همان دلواپسى است ، چون هستند افرادى كه از شنيدن خبر قيامت هيچ متاثر نمىشوند ، و بعضى اين زمينه را دارند كه اگر بشنوند دچار ترس بشوند ، همين زمينه عبارت است از خشيت ، نه ترس فعلى ، چون قبل از انذار ترس معنا ندارد .
* ( « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها » ) * اين جمله نزديكى قيامت را در قالب يك تمثيل و تشبيه بيان نموده ، مىفرمايد :
نزديكى قيامت به زندگى دنيايشان طورى است كه مثل آنان در هنگام ديدن قيامت مثل خود آنان است در آن فرض كه بعد از گذشتن يك شب و يا يك نصف روز از مردنشان دوباره زنده شوند ، در آن صورت چه مىگويند ؟ مىگويند : بعد از مردن بيش از يك شب نگذشت كه دوباره زنده شديم ، و خلاصه فاصله بين مردن و قيامت را مدت زمانى احساس مىكنند ، كه نسبتش با روز و شبهاى گذشته عمرشان نسبت يك شب و يا يك ظهر را دارد .
از آنچه گذشت روشن شد كه مراد از كلمه « لبث » درنگ در مدت زمانى است كه بين زندگى دنيا و روز بعث فاصله شده ، و در اين مدت در قبرها آرميده بودند چون حساب بر مجموع زندگى دنيا واقع مىشود .
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از كلمه « لبث » مدت زمانى است كه بين سؤال از وقت قيامت و خود قيامت فاصله شده . ليكن اين نظريه درست نيست ، براى اينكه گويندگان اين حرف وضع خود را در هنگام بعث اينطور مىبينند ، و بعث در مقابل مرگ قبل از آن است ، نه مرگ و مقدارى از حيات قبل از مرگ .
علاوه بر اين ، اين وجه با ظواهر ساير آيات كه متعرض بعث و درنگ اهل محشر است نمىسازد ، مانند آيه « قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ » « 2 » ، كه ملاحظه مىكنيد لبث را عبارت دانستهاند از مدت زمانى كه در قبر بودند .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 38 .
( 2 ) مىپرسد به حساب سال چند سال در شكم زمين لبث و درنگ كرديد ؟ ، سوره مؤمنون ، آيه 112 .