بعضى « 1 » گفتهاند : منظور تمام معجزاتى است كه به فرعون و درباريانش نشان داده . ولى اين احتمال بعيد است .
* ( « فَكَذَّبَ وَعَصى » ) * يعنى فرعون موسى و رسالت او را تكذيب نموده ، ساحرش خواند و نافرمانيش كرد .
* ( « ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى » ) * كلمه « ادبار » به معناى پشت كردن ، و كلمه « سعى » به معناى جد و كوشش است ، مىفرمايد فرعون پشت كرد در حالى كه تصميم گرفته بود دعوت موسى را باطل نموده ، با او به معارضه برخيزد .
* ( « فَحَشَرَ فَنادى » ) * حشر به معناى جمع كردن مردم به زور و جبر است ، مىفرمايد به همين منظور مردم را از اطراف مملكت جمع كرد ، دليل اينكه از همه جا جمع كرد ، جمله بعدى از كلام او است ، كه به مردم گفت : پروردگار بزرگتر شما منم . چون فرعون در مصر ادعاى ربوبيت داشت ، و معلوم است كه خود را رب تمام مردم مملكت مىدانسته ، نه يك طائفه خاصى از ايشان .
بعضى « 2 » گفتهاند مراد از حشر ، جمع كردن همه مردم نيست ، بلكه تنها جمعآورى ساحران است ، چون در جاى ديگر آمده : « فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ » « 3 » ، و نيز در جاى ديگر فرموده : « فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَه ثُمَّ أَتى » « 4 » ، ولى اين ، دليل نمىشود كه مراد از حشر در سوره شعراء عين حشر در سوره مورد بحث است ، و مراد در هر دو آيه يك چيز است .
* ( « فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى » ) * فرعون در اين جمله ادعاى ربوبيت مىكند ، و ظاهرش اين است كه خود را رب اعلا مىپنداشته يعنى از ساير ارباب كه مورد پرستش مصريان بودند بلند مرتبه تر مىدانسته .
و بعيد نيست منظورش از اين برترى با اينكه خودش هم بتپرست بوده ، و به حكايت قرآن درباريانش براى تحريكش مىگفتند : « آيا موسى را آزاد مىگذارى تا در زمين فساد نموده ، تو را و خدايانت را تباه كند » « 5 » ، اين بوده كه بگويد : من از همه خدايان به شما
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 29 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 30 .
( 3 ) فرعون ماموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كند . سوره شعراء ، آيه 53 .
( 4 ) فرعون پشت كرد ، پس كيد خود را جمع نموده و سپس بيامد . سوره طه ، آيه 60 .
( 5 ) سوره اعراف ، آيه 127 .