بيرون آوريم .
* ( « وَجَنَّاتٍ أَلْفافاً » ) * اين جمله عطف است بر كلمه « حبا » ، و جنات الفاف به معناى درختان انبوه و در هم فرو رفته است .
بعضى « 1 » گفتهاند : كلمه « الفاف » جمعى است كه از ماده خودش مفرد ندارد .
بحث روايتى
در بعضى از روايات آمده كه منظور از « نبا عظيم » على ( ع ) است . ولى اين از باب بطن قرآن است ، نه تفسير لفظ آيه « 2 » .
و از خصال از عكرمه از ابن عباس روايت شده كه گفت : ( روزى ) ابو بكر به رسول خدا ( ص ) عرضه داشت يا رسول اللَّه ! چقدر زود مويت سپيد شد ؟ فرمود :
موى مرا سوره هود و واقعه و مرسلات و عم يتساءلون سپيد كرد « 3 » .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهاداً » ) * آمده كه : زمين گهواره اى است كه بشريت در آن پرورش مىيابد ، * ( « وَالْجِبالَ أَوْتاداً » ) * يعنى ميخهاى زمين « 4 » .
و در نهج البلاغه فرموده : « وتد بالصخور ميدان أرضه » « 5 » .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً » ) * آمده كه شب جامه اى است بر روى روز « 6 » .
مؤلف : شايد مراد اين باشد كه شب جامه اى است بر روى آنچه در روز پيدا است و آن را مىپوشاند .
و باز در همان كتاب است كه در معناى آيه * ( « وَجَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً » ) * فرموده : منظور
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 11 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 161 .
( 3 ) خصال ، ج 1 ، ص 199 .
( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 401 .
( 5 ) با صخره هاى كوه پيكر ، زمين را ميخكوب كرد ، تا نوسان نكند . نهج البلاغه صبحى صالح ، خطبه 1 ، ص 39 .
( 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 401 .