آنان در باغهاى بهشت متنعمند و سؤال مىكنند ( 40 ) .
از احوال دوزخيان گنهكار ( 41 ) .
كه شما را چه عملى به عذاب دوزخ در افكند ؟ ( 42 ) .
آنان جواب دهند كه ما از نمازگزاران نبوديم ( 43 ) .
و به مستمند طعام ( و صدقه اى ) نمىداديم ( 44 ) .
و ما با اهل باطل همنشين و همصدا بوديم ( 45 ) .
و ما روز جزا را تكذيب مىكرديم ( 46 ) .
تا آنكه ( با مرگ ) يقين به قيامت يافتيم ( 47 ) .
پس در آن روز شفاعت شفيعان ( از انبيا و اوليا ) در حق آنان هيچ پذيرفته نشود ( 48 ) .
بيان آيات
در اين آيات قرآن كريم از تهمتهايى كه بدان زده شده تنزيه گرديده و اين معنا مسجل گشته كه قرآن يكى از آيات كبراى حق است . در آن انذار تمامى بشر است ، و در پيرويش آزادى نفوس از گروگان اعمال است ، اعمالى كه او را به سوى سقر مىكشاند .
« كلا » كلمه « كلا » ( مانند حاشا در فارسى ) رد و انكار مطالب ما قبل خودش است ، در تفسير كشاف گفته : آوردن كلمه « كلا » بعد از جمله * ( « وَما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ » ) * انكار ذكرى بودن قرآن براى منافقين و كفار است ، مىفرمايد قرآن كه براى بشر تذكر است ، براى اينان تذكر نيست ، چون اينان متذكر نمىشوند ، احتمال هم دارد به خاطر اينكه قبل از جمله * ( « إِنَّها لإِحْدَى الْكُبَرِ » ) * واقع شده ، رد منكرين همين جمله باشد و بفرمايد على رغم منكرين قيامت ، واقعه قيامت يكى از بزرگترين دواهى است « 1 » .
پس بنا به احتمال اول انكار مطلب گذشته است ، و بنا بر احتمال دوم انكار و رد مطلب آينده است . البته احتمال سومى « 2 » نيز هست كه به زودى از نظر خواننده خواهد گذشت .
* ( « وَالْقَمَرِ وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ وَالصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ » ) * .
در اين جمله سه بار سوگند ياد شده ، و منظور از « ادبار ليل » گذشتن شب در مقابل
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 653 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 130 .