و بر كافران روزى ناهموار است ( 10 ) .
مرا با آن كسى كه در خلقتش از كسى كمك نگرفتم واگذار ( 11 ) .
همان كسى كه براى او اموالى عريض و طويل قرار دادم ( 12 ) .
و فرزندانى كه همه برايش ماندهاند ( 13 ) .
و همه وسائل را برايش فراهم و منظم كردم ( 14 ) .
و او تازه از من طمع دارد كه بيشترش دهم ( 15 ) .
ولى نه ، بيشتر كه نمىدهم هيچ ، بلكه به زودى از هر سو دچار گرفتاريش مىكنم ، چون او نسبت به آيات ما عناد ورزيد ( 16 ) .
به زودى او را مجبور مىكنم كه از قله زندگى بالا رود ( سپس او را به زير مىافكنم ) ( 17 ) .
( وقتى همفكرانش در باره قرآن از او داورى خواستند ) فكرى كرد و اندازه اى گرفت ( 18 ) .
مرگ بر او باد با آن اندازه اى كه گرفت ( 19 ) .
و باز هم مرگ بر او باد با آن اندازه گيريش ( 20 ) .
آن گاه نظرى كرد ( 21 ) .
و سپس چهره در هم كشيد و رويى ترش نمود ( 22 ) .
پس پشت كرد و كبر ورزيد ( 23 ) .
و در آخر گفت اين قرآن نمىتواند چيزى به جز سحرهاى قديمى باشد ( 24 ) .
اين نيست مگر سخن بشر ( 25 ) .
و من به زودى او را به دوزخ در مىآورم ( 26 ) .
و تو چه مىدانى كه دوزخ چيست ( 27 ) .
نه چيزى باقى مىگذارد و نه فردى را از قلم مىاندازد ( 28 ) .
سياه كننده بشره پوست است ( 29 ) .
و نوزده فرشته بر آن موكل است ( 30 ) .
و خازنان آتش را جز ملائكه قرار نداده و عدد آنها را جز به منظور آزمايش كفار نياورديم تا كسانى كه اهل كتابند به يقين در آيند و آنها كه ايمان دارند با ايمان آوردن اهل كتاب ايمانشان بيشتر شود و اهل كتاب و مؤمنين شكى برايشان باقى نماند ، و كفار و بيماردلان بگويند منظور خدا از توصيف ( عدد نوزده ) چيست . آرى خدا اين چنين گمراه مىكند هر كه را بخواهد و هدايت مىكند هر كه را بخواهد و عدد جنود پروردگار تو را كسى جز خود او نمىداند و اين جز براى تذكر بشر نيست ( 31 ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٢