على بن الحسين ( ع ) در جوابش فرمود : آيا قرآن خوانده اى ؟ گفت آرى . فرمود : آل حم را خوانده اى ؟ گفت آرى ، فرمود : هيچ خوانده اى * ( « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ) * را ؟ مرد ناگهان متوجه شد و گفت : شما همان قرباى رسول خدا ( ص ) هستيد ؟ فرمود : بله ما هستيم « 1 » .
و نيز در آن كتاب است كه ابن ابى حاتم از ابن عباس روايت كرده كه در ذيل جمله * ( « وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً » ) * گفته : منظور از حسنه مودت آل محمد ( ص ) است « 2 » .
مؤلف : در همين معنا روايتى در كافى آمده ، وى آن را به سند خود از محمد بن مسلم از ابى جعفر ( ع ) نقل كرده است « 3 » .
و در تفسير قمى آمده كه : پدرم از ابن ابى نجران از عاصم بن حميد ، از محمد بن مسلم برايم حديث كرد كه گفت : از امام باقر ( ع ) شنيدم كه فرمود : منظور از قربى در آيه * ( « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ) * اهل بيت رسول خدايند ( ص ) آن گاه مىفرمايد : انصار ( مسلمانان اهل مدينه ) نزد رسول خدا ( ص ) رفتند ، و عرضه داشتند : ما شما را منزل داديم و يارى كرديم ، اينك مقدارى از اموال ما را بگير ، و در رفع گرفتاريهايت مصرف كن ، خداى تعالى در پاسخشان اين آيه را فرستاد كه :
« * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * » يعنى مودت به اهل بيتم .
و سپس مىفرمايد : مگر نمىبينى كه ممكن است مردى دوستى داشته باشد كه در عين دوستيش با وى در دل كينه اى نسبت به اهل بيت او داشته باشد ، در نتيجه دل او سلامت نخواهد داشت . خداى تعالى در اين آيه خواسته است در دل رسول خدا ( ص ) چيزى عليه امتش نباشد ، لا جرم مودت در قربى را بر امت واجب كرد ، حال اگر به آن عمل كنند واجبى را انجام دادهاند ، و اگر تركش كنند باز واجبى را ترك كردهاند .
سپس فرمود : انصار از حضور رسول خدا برگشتند در حالى كه به يكديگر مىگفتند :
ما اموال خود را در اختيار آن جناب گذاشتيم و او نپذيرفت ، و دستور داد در دفاع از اهل بيتش با دشمنانشان بجنگيم . و طايفه اى از ايشان گفتند : نه رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 7 .
( 3 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 391 .