حمل كند ، هر چند درخواست شده خويشاوند درخواست كننده باشد مثل پدر يا مادر يا برادر يا خواهر .
* ( « إِنَّما تُنْذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَأَقامُوا الصَّلاةَ » ) * - يعنى اينها كه تو را تكذيب مىكنند ، از انذار تو سود نمىبرند و اصلا انذار حقيقى نسبت به آنان محقق نمىشود ، براى اينكه گفتيم دلهايشان مهر شده است ، تو تنها كسانى را به حقيقت انذار مىكنى و انذارت به آنان سود مىدهد كه از پروردگار ناديده خود خشيت دارند ، و نماز به پا مىدارند ، كه بهترين عبادات و مهمترين آنهاست .
و كوتاه سخن اينكه : به خدا ايمان آورده ، او را مىپرستند ، يعنى آنان كه از پروردگار خود به غيب يعنى به صرف انذار تو خشيت دارند ، و نماز به پا مىدارند ، نه اينكه قبل از انذار تو از پروردگارشان خشيت دارند ، و نماز به پا مىدارند ، و سپس تو ايشان را انذار مىكنى ، تا گفته شود اين تحصيل حاصل است . پس آيه شريفه نظير آيه « إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً » « 1 » است .
* ( « وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّما يَتَزَكَّى لِنَفْسِه » ) * - در اين جمله خشيت و اقامه نماز كه در جمله قبلى بود ، به عبارت « خود را تزكيه كند » مبدل شد ، تا اشاره باشد به اينكه مقصود اصلى از دعوت بشر به سوى توحيد و انذار آنان ، اين است كه نفوس بشر از رذايل و خرافات پاك شود ، و پاك شدن نفس ، به خشيت او از خداى ناديده و اقامه نماز است .
و اين جمله مطلب قبلى را تاكيد و تقرير مىكند ، كه خدا را غنى و حميد معرفى مىكرد ، مىفرمايد : خدا از تزكيه شدن شما كه شما را بدان مىخواند استفاده نمىكند ، بلكه هر كس تزكى كند ، به نفع خود تزكى كرده است .
آن گاه آيه را با جمله * ( « وَإِلَى اللَّه الْمَصِيرُ » ) * ختم مىكند ، تا دلالت كند بر اينكه تزكيه كسى كه تزكى كند هدر نمىرود ، چون هر يك از دو فريق به سوى پروردگارشان بازگشت مىكنند ، و به طور قطع روزى خداوند به حسابشان رسيدگى مىكند و پاداش و كيفر آنان را مىدهد و به اين گونه افرادى كه تزكيه كردند ، بهترين جزا را خواهد داد .
* ( « وَما يَسْتَوِي الأَعْمى وَالْبَصِيرُ » ) * ظاهرا اين جمله عطف باشد بر جمله * ( « وَإِلَى اللَّه الْمَصِيرُ » ) * و در حقيقت تعليلى است به صورت تمثيل ، تا بفهماند افرادى كه خود را تزكيه كردهاند ، با آنها كه تكذيب مىكنند ، يكسان نيستند .
هامش
( 1 ) من خود را مىبينم كه آب انگور مىگيرم . سوره يوسف ، آيه 36 .