و باز پس نگرديد ، اى موسى بيم مدار ، كه پيغمبران در پيشگاه من بيم نمىدارند ( 10 ) .
مگر كسى كه ستم كرده سپس از پى بدى نيكى آورده باشد كه من آمرزگار و رحيمم ( 11 ) .
و دستت را در گريبانت داخل كن كه سپيد و روشن بدون رنج در آيد همه اينها از جمله نه معجزه اى بود كه به سوى فرعون و قوم او برد كه آنان گروهى عصيان پيشه بودند ( 12 ) .
و چون آيتهاى روشن ما به سويشان آمد گفتند : اين جادويى است آشكار ( 13 ) .
از روى ستم و عصيان منكر آنها شدند ، اما ضميرهايشان بدان يقين داشت ، بنگر عاقبت مفسدان حسان بوده است ( 14 ) .
بيان آيات
اين آيات ، ابتداى داستانهاى پنجگانه اى است كه گفتيم در اين سوره به عنوان استشهاد براى مطالب صدر سوره از قبيل تبشير و انذارى كه در آنها ذكر مىكند مىباشد و در سه داستان اول از آن پنج داستان يعنى در داستان موسى و داوود و سليمان ، جهت وعده را بر جهت وعيد غلبه داده و در دو تاى ديگر جانب وعيد ، بيشتر رعايت شده است .
* ( « إِذْ قالَ مُوسى لأَهْلِه . . . » ) *
مراد از اهل موسى ، همسرش ، يعنى دختر شعيب است ، كه خداى تعالى در سوره قصص داستانش را آورده .
در مجمع البيان گفته : اينكه خطاب را به صيغه جمع آورده و فرموده است : « اتيكم - برايتان بياورم » ، بدين سبب بوده كه همسر او با اينكه يك نفر بوده ، اما قائم مقام چند نفر بوده است ، چون در مواقع حساس و جاهاى وحشت انگيز يك نفر در ايجاد انس در دل آدمى كار چند نفر را مىكند « 1 » .
احتمال هم دارد كه در آن روز به غير همسرش شخص و يا اشخاص ديگرى از قبيل :
خادم ، يا مكارى ( كرايه دهنده ) ، يا غير آن همراهش بوده باشند .
و در مجمع البيان گفته : « انست » از « إيناس » به معناى ديدن است و بعضى گفتهاند : معناى انست « احسست » است ، يعنى من احساس آتشى كردم ، البته احساسى كه مايه دلگرمى شود ، هر چه كه به آن ايناس داشته باشى آن را احساس كرده اى و دلت به آن
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ح 7 ، ص 211 .